آینه دنیا(سهراب سپهری)

 

نه تو می مانی، نه اندوه و نه  هیچ یک از مردم این آبادی

به حباب نگران لب یک رود ، قسم

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم  می گذرد

آن چنانی که فقط ، خاطره ای خواهد ماند

لحظه ها عریانند به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز

تو به آیینه

نه

آیینه به تو ، خیره شده است

تو اگر خنده کنی ، او به تو خواهد خندید

و اگر بغض کنی

آه از آیینه دنیا ، که چه ها خواهد کرد

گنجه دیروزت ، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف

بسته های فردا ، همه ای کاش ای کاش

ظرف این لحظه ، ولیکن خالی است

ساحت سینه ، پذیرای چه کس خواهد بود

غم که از راه رسید ، در این سینه بر او باز مکن

تا خدا ، یک رگ گردن باقی است ، تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده.

زندگی  نامه سهراب سپهری شاعر عشق و احساس

سهراب سپهري فرزند اسد الله سپهري در سال ۱۳۰۷ در روز ۱۵ مهر ماه به دنيا آمد. كودكي خود را در كاشان در باغي بزرگ به سر آورد. اين باغ كه يكي از باغ‌هاي زيباي كاشان بود به اجداد وي تعلق داشت‌. در خاندان سپهري بزرگ مرداني ظهور كرده بودند كه نامشان در تاريخ ادب و هنر ايران ثبت شده است‌. در ميان اجداد پدري سپهري نام مورخ الدوله نويسنده ناسخ التواريخ بيش از همه معروف است‌...


او نيز بخش مهمي از زندگي و عمر خويش را در اين باغ به سر آورده بود و پس از آنكه در فنون تاريخ نويسي به حدي بالا رسيد توسط دربار قاجار به تهران احضار شد ولي اين باغ همچنان پابرجا بود. تقدير چنين بود كه پس از گذشت ساليان سال كودكي در اين باغ به نشو و نما بنشيند كه از اوايل كودكي خويش داراي طبعي سرشار و رواني زيبا بود. سپهري كه بعدها به عنوان يكي از بزرگترين شاعران طبيعت گرا و طبيعت شناس ايران مورد قبول همگان قرار گرفت‌، اين جنبه مهم از شخصيت خويش را وام دار بزرگ شدن در اين باغ بود كه به سان پنجره‌اي بزرگ به آفاق طبيعت گشوده شده بود. آري بي گمان نقش اين باغ و طبيعت بكر كاشان در استغراق سپهري در جلوه‌هاي عميق طبيعت آن چنان پر رنگ و ملموس است كه هرگز نمي‌توان آن را ناديده گرفت‌. بي جهت نبود كه او پس از آن كه به يكي از نقاشان بزرگ ايران زمين بدل شد و در تهران آوازه‌اي بزرگ يافت‌، علي رغم معروف بودن و علي رغم سرگرمي‌هاي گوناگون كاري‌، هر گاه كه فرصت مي‌يافت خود را به كاشان مي‌رساند و در خلوت اين باغ به فكر فرو مي‌رفت‌.كوتاه سخن اين كه نمي‌توان از زندگي سپهري سخن به ميان آورد ولي از باغي كه در آن بزرگ شد سخن نگفت‌.واقع اين است كه هويت سپهري از جست وخيزهاي كودكانه او در باغي شروع مي‌شود كه ذكر آن در شعرش زيباترين ذكر است‌: باغ ما در طرف سايه ي دانايي بود.

باري‌، سپهري در نخستين سال‌هاي زندگي با روحي ظريف و رواني لطيف چشم به نظاره هستي گشود و طبق سنت خانواده كه هنر آموزي جزو اصول آن به شمار مي‌رفت در سال‌هاي نخستين زندگي با مظاهري از هنر آشنا شد و آن گاه راه به مكتب و مدرسه برد. كودكي او يك كودكي زيبا و منحصر به فرد بود به گونه‌اي كه هيچ گاه نتوانست زيبايي‌هاي آن را فراموش كند. او هم زمان با درس آموزي در دبستان به محيط پيرامون خويش و انسان هايي كه در كسوت‌هاي گوناگون مي‌ديد نظر داشت‌. شايد بتوان گفت از همان آغاز شاعر بود زيرا نگاه او به زندگي درست از همان اوان شكل گرفته است‌. بنابراين كودكي سپهري يك كودكي عادي و معمولي نيست بلكه كودكي شاعر بزرگي است كه الفباي شعري خويش را از كوله بار كودكي اش اندوخته و آموخته است‌. شعر او گواه اين حقيقت است كه سپهري بخشي از موجوديت فكري خويش را مديون عهد صغر است‌.

ادامه نوشته

زندگی از نگاه سهراب

شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:
با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
!!!
هیچ
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم

ادامه نوشته

گالتون و خرد جمعی

در يک روز پاييزي در سال ١٩٠٦ دانشمند انگليسي "فرانسيس گالتون" خانه خود را در شهر پليموت به مقصد يک بازار مکاره در خارج شهر ترک كرد. گالتون ٨٥ ساله آثار کهولت را رفته‌رفته در خود احساس مي‌كرد اما هنوز از ذهني خلاق و کنج‌کاو برخوردار بود، چيزي که در طول عمرش به وي کمک کرده بود به شهرت دست يابد. دليل شهرت وي يافته‌هاي او در موردِ وراثت بود که موافقان و مخالفان سرسختي داشت.

در آن روز خاص گالتون مي‌خواست در مورد احشام مطالعه کند. مقصد گالتون بازار مکاره ساليانه‌اي بود در غرب انگلستان، جايي که زارعين احشام خود را از گوسفند و اسب و خوک و غيره براي ارزش‌يابي و قيمت‌گذاري به آنجا مي‌آوردند.

حضور دانش‌مندي مانند گالتون در چنان جمعي غيرعادي مي‌نمود. ولي بايد توجه داشت که گالتون به دو چيز بسيار علاقه‌مند بود. يکي اندازه‌گيري پارامترهاي فيزيکي و ذهني و ديگري مطالعه در خصوص پرورش نسل. گالتون که در عين حال پسرخاله داروين نيز بود شديدا اعتقاد داشت که در يک جامعه تنها تعداد اندکي، مشخصه‌هاي لازم براي هدايت سالم آن جامعه را در خود دارند و از همين رو مطالعه مربوط به مسائل وراثت و نيز پرورش نسل، مورد توجه وي بود.

او بخش بزرگي از عمر خود را صرف اثبات اين نظريه کرده بود که اکثريت افراد يک جامعه فاقد ظرفيت لازم براي اداره جامعه هستند.

آن روز او در حالي که در ميان غرفه‌هاي نمايش‌گاه مشغول قدم زدن بود به جائي رسيد که در آن مسابقه‌اي ترتيب داده شده بود. يک گاو نر فربه انتخاب شده و در معرض ديد عموم قرار گرفته بود. هر کس که تمايل شرکت در مسابقه را داشت بايد ٦ پنس مي‌پرداخت و ورقه‌اي مهر شده را تحويل مي‌گرفت. در آن ورقه بايد تخمين خود را از وزن گاو نر مي‌نوشت. نزديک‌ترين تخمين به واقعيت برنده مسابقه بود و جوائزي به صاحب آن تعلق مي‌گرفت.

٨٠٠ نفر در مسابقه شرکت کردند تا شانس خود را بيازمايند. افراد از همه تيپ و طبقه‌اي آمده بودند. از قصاب گرفته که قاعدتا بايد بهترين و نزديک‌ترين نظر را به واقعيت مي‌داد تا کشاورز و مردم عامي بي‌تخصص. گالتون اين گروه افراد را در مقاله‌اي که بعدا در مجله علمي "طبيعت" منتشر كرد به کساني تشبيه کرد که در مسابقات اسب‌دواني، بدون کم‌ترين دانشي در موردِ اسب‌ها و مسابقه و تنها بر اساس شنيده‌هايي از دوستان، روزنامه‌ها و اين طرف و آن طرف بر روي اسب‌ها شرط مي‌بستند.

اما يک چيز براي گالتون جالب بود، اين که ميانگينِ نظر افراد چيست. او مي‌خواست ثابت کند چگونه تفکر افراد وقتي نظريات‌شان با هم جمع شده و معدل گرفته مي‌شود در صورتي که متخصص نباشند از واقعيت به دور است. او آن مسابقه را به يک تحقيق علمي بدل كرد. پس از اين که مسابقه به انتها رسيد و جوايز پرداخت شد، ورقه‌هائي را که افراد بر روي آن نظرات خود را در خصوص وزن گاو نر منعکس کرده بودند از مسؤولين مسابقه به عاريت گرفت تا مطالعات آماري خود را بر روي آنان انجام دهد.

مجموعا ٧٨٧ نظر داده شده بود. گالتون به غير از تهيه يک سري منحني آماري دست به محاسبه ميانگينِ نظرات زد. او مي‌خواست دريابد عقل جمعي مردم پليموت چگونه قضاوت کرده است. بدون شک تصور او اين بود که عدد مزبور فرسنگ‌ها از عدد واقعي فاصله خواهد داشت چرا که از ديد وي افراد خنگ و عقب مانده در آن جمع اکثريت قاطع را تشکيل مي‌دادند.

ميانگينِ نظرات جمعيت اين بود که گاو نر ١١٩٧ پوند وزن دارد و وزن واقعي گاو که در روز مسابقه وزن کشي شد ١١٩٨ پوند بود. گالتون اشتباه مي‌کرد. تخمينِ جمع بسيار به واقعيت نزديك بود. گالتون نوشت نتايج نشان مي‌دهد که قضاوت‌هاي جمعي و دموکراتيک از اعتبار بيش‌تري نسبت به آنچه که من انتظار داشتم برخوردارند. اين حداقل چيزي بود که گالتون مي‌توانست گفته باشد.

در خصوص قضاوت "خرد جمعي" ذکر اين مطلب ضروري است که نظر هر فرد دو عنصر را در درون خود دارد اطلاعات صحيح و غلط. اطلاعات صحيح (از آن رو که صحيح‌اند) هم‌جهت‌اند و بر روي يکديگر انباشته مي‌شوند اما خطاها در جهات مختلف و غيرهم‌سو عمل مي‌کنند. لذا تمايل به حذف يکديگر دارند. نتيجه اين مي‌شود که پس از جمع نظرات آن‌چه که مي‌ماند اطلاعات صحيح است.

روباه خیلی بامرام در عصر انسانهای روباه صفت

  چندی پیش محیط‌بانی به نام «اصغر درخشان» در حال گشتزنی در منطقه حفاظت‌شده شیدا در چهارمحال و بختیاری با انباشت مقداری لاشه مرغ روبه‌رو شد که احتمال داد از سوی مسؤولان مرغداری‌های نزدیک به صورت پنهانی در آنجا تخلیه شده بود. این محیط‌بان هنوز به لاشه مرغ‌ها نرسیده بود که دید یک روباه با قدم‌های تند خود را به لاشه مرغ‌ها رساند و جالب اینکه با پاها و دهانش سعی کرد آنها را درگوشه‌ای جمع کرده و پنهان کند. روباه که توانسته بود لاشه مرغ‌ها را استتار کند با سرعت آنجا را ترک و محیط‌بان چنین تصور کرد که روباه باز سراغ لاشه مرغ‌ها خواهد آمد.

اصغر درخشان که بارها شنیده بود روباه‌ها باهوش هستند سراغ محل اختفای لاشه مرغ‌ها رفته و جای آنها را عوض می‌کند تا اگر روباه برگشت حرکات وی در جست‌وجوی محل تازه لاشه مرغ‌ها را ببیند! هنوز دقایقی نگذشته بود که این محیط‌بان می‌بیند روباه با خود چند روباه دیگر را نیز آورده تا آنها را میهمان غذایی کند که پنهان کرده بود.روباه‌ها همه جا را جست‌وجو می‌کنند اما لاشه مرغ‌ها را پیدا نمی‌کنند تا اینکه همه خسته شده و دور روباه اصلی حلقه می‌زنند.در اینجا بود که صحنه‌ای باورنکردنی رقم خورد، روباه اصلی که در مرکز حلقه همنوعانش ایستاده بود به چشم تک‌تک روباه‌ها نگاه کرد و ناگهان مانند یک لاشه و جسد روی زمین افتاد و بی‌حرکت ماند.

روباه‌های دیگر جسد این روباه را ترک کردند و اصغر درخشان که حیرت‌زده بود خود را به روباه رساند. محیط‌بان پشیمان در این باره گفت: آنچه می‌دیدم باورکردنی نبود اگر با چشمان خودم نمی‌دیدم امکان نداشت بپذیرم. وقتی بالای سر روباه رسیدم دیدم واقعا مرده است. خیلی سریع سراغ دکتر تراکنه که دامپزشک منطقه شیداست، رفتم اما کار از کار گذشته بود؛ وقتی دامپزشک بالای سر روباه رسید، گفت روباه مرده است.وی افزود: جسد روباه جوان را برای کالبدشکافی به مرکز دامپزشکی بردیم و پس از این کار مشخص شد روباه بر اثر ایست قلبی جانش را از دست داده است.

اصغر درخشان با ناراحتی و در حالی که با یادآوری آن لحظه بغض داشت، گفت: این روباه چون پیش دوستانش شرمسار شده بود سکته کرد. او به تنهایی لب به غذا نزده بود. من تنها می‌خواستم میزان هوش روباه را بررسی کنم و حالا می‌دانم این حیوان بامعرفت نیز بود و شرمساری نزد همنوعانش باعث سکته‌اش شد.

نامه چارلی چاپلین به دخترش

 ژرالدین دخترم: ژرالدین دخترم: اینجا شب است٬ یک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهیان بی سلاح خفته اند. نه برادر و نه خواهر تو و حتی مادرت ، بزحمت توانستم بی اینکه این پرندگان خفته را بیدار کنم ، خودم را به این اتاق کوچک نیمه روشن٬ به این اتاق انتظار پیش از مرگ برسانم . من از تولیسدورم، خیلی دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر یک لحظه تصویر تو را از چشمان من دور کنند. تصویر تو آنجا روی میز هست . تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست. اما تو کجایی؟ آنجا در پاریس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه "شانزلیزه" میرقصی . این را میدانم و چنانست که گویی در این سکوت شبانگاهی ٬ آهنگ قدمهایت را می شنوم و در این ظلمات زمستانی٬ برق ستارگان چشمانت را می بینم. شنیده ام نقش تو در نمایش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ایرانی است که اسیر خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی گلهایی که برایت فرستاده اند تو را فرصت هشیاری داد٬ در گوشه ای بنشین ٬ نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم٬ ژرالدین من چارلی چاپلین هستم . وقتی بچه بودی٬ شبهای دراز به بالینت نشستم و برایت قصه ها گفتم . قصه زیبای خفته در جنگل ٬قصه اژدهای بیدار در صحرا٬ خواب که به چشمان پیرم می آمد٬ طعنه اش می زدم و می گفتمش برو . من در رویای دختر خفته ام . رویا می دیدم ژرالدین٬ رویا....... رویای فردای تو ، رویای امروز تو، دختری می دیدم به روی صحنه٬ فرشته ای می دیدم به روی آسمان٬ که می رقصید و می شنیدم تماشاگران را که می گفتند: " دختره را می بینی؟ این دختر همان دلقک پیره . اسمش یادته؟ چارلی " . آره من چارلی هستم . من دلقک پیری بیش نیستم. امروز نوبت تو است. برقص من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم ٬ و تو در جامه حریر شاهزادگان می رقصی . این رقص ها ٬ و بیشتر از آن ٬ صدای کف زدنهای تماشاگران ٬ گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهی نیز بروی زمین بیا ٬ و زندگی مردمان را تماشا کن. زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را ٬ که با شکم گرسنه میرقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد . من یکی ازاینان بودم ژرالدین ٬ و در آن شبها ٬ در آن شبهای افسانه ای کودکی های تو ، که تو با لالایی قصه های من ٬ به خواب میرفتی٬ و من باز بیدار می ماندم در چهره تو می نگریستم، ضربانقلبت را می شمردم، و از خود می پرسیدم: چارلی آیا این بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟ ........................... ........تو مرا نمی شناسی ژرالدین . در آن شبهای دور٬ بس قصه ها با تو گفتم ٬ اما قصه خود را هرگز نگفتم . این داستانی شنیدنی است‌: داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترین محلات لندن آواز می خواند و می رقصید و صدقه جمع می کرد .این داستان من است . من طعم گرسنگی را چشیده ام . من درد بی خانمانی را چشیده ام . و از اینها بیشتر ٬ من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند ٬ اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند ٬ احساس کرده ام. با اینهمه من زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند نباید حرفی زد . داستان من به کار تو نمی آید ٬ از تو حرف بزنیم . به دنبال تو نام من است:چاپلین . با همین نام چهل سال بیشتر مردم روی زمین را خنداندم و بیشتر از آنچه آنان خندیدند ٬ خود گریستم . ژرالدین در دنیایی که تو زندگی می کنی ٬ تنها رقص و موسیقی نیست . نیمه شب هنگامی که از سالن پر شکوه تأتر بیرون میایی ٬ آنتحسین کنندگان ثروتمند را یکسره فراموش کن ٬ اما حال آن راننده تاکسی را که ترا به منزل می رساند ٬ بپرس ٬ حال زنش را هم بپرس.... و اگر آبستن بود و پولی برای خریدن لباس بچه اش نداشت ٬ چک بکش و پنهانی توی جیب شوهرش بگذار . به نماینده خودم در بانک پاریس دستور داده ام ٬ فقط این نوع خرجهای تو را٬ بی چون و چرا قبول کند . اما برای خرجهای دیگرت باید صورتحساب بفرستی . گاه به گاه ٬ با اتوبوس ٬ با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن٬ و دست کم روزی یکبار با خود بگو :" من هم یکی از آنانهستم ." تو یکی از آنها هستی - دخترم ، نه بیشتر ،هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند . و وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه ، خود را بر تر از تماشاگرانرقص خویش بدانی ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولین تاکسی خود را به حومه پاریس برسان . من آنجا را خوبمی شناسم ، از قرنها پیش آنجا ، گهواره بهاری کولیان بوده است . در آنجا ، رقاصه هایی مثل خودت را خواهی دید . زیبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو . آنجا از نور کور کننده ی نورافکن های تآتر " شانزلیزه " خبری نیست . نور افکن رقاصگان کولی ، تنها نور ماه است نگاه کن ، خوب نگاه کن . آیا بهتر از تو نمی رقصند؟ اعتراف کن دخترم . همیشه کسی هست که بهتر از تو می رقصد . همیشه کسی هست که بهتر از تو می زند .و این را بدان که درخانواده چارلی ، هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن ، ناسزایی بدهد . من خواهم مرد و تو خواهی زیست . امید من آن است که هرگز در فقر زندگی نکنی ، همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم .هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر . اما همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی ، با خود بگو : " دومین سکه مالمن نیست . این مال یک فرد گمنام باشد که امشب یک فرانک نیاز دارد ." جستجویی لازم نیست . این نیازمندان گمنام را ٬ اگر بخواهی ٬ همه جا خواهی یافت . اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم ٬ برای آن است که ازنیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم٬ من زمانی دراز در سیرک زیسته ام٬ و همیشه و هر لحظه٬ بخاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می روند٬ نگران بوده ام٬ اما این حقیقت را با تو می گویم دخترم : مردمان بر روی زمین استوار٬ بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار ٬ سقوط می کنند . شاید که شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد . آن شب٬ این الماس ٬ ریسمان نا استوار تو خواهد بود ٬ و سقوط تو حتمی است . شاید روزی ٬ چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول زند٬ آن روز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی ٬ همیشه سقوطمی کنند . دل به زر و زیور نبند٬ زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه ٬ این الماس بر گردن همه می درخشد ....... .......اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی ، با او یکدل باش ، به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد . او عشق را بهتر از من می شناسد. و او برای تعریف یکدلی ، شایسته تر از من است . کار تو بس دشوار است ، این را می دانم . به روی صحنه ، جز تکه ای حریر نازک ، چیزی بدن ترا نمی پوشاند . به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت . اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند . برهنگی ، بیماری عصر ماست ، و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می زنم . اما به گمان من ، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری . بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی . نترس ، این ده سال ترا پیر تر نخواهد کرد.

زن که باشی نمی توانی انکار کنی تشنه ی بوی تن مردت هستی(دست نوشته های فروغ فرخزاد)


همیشه و هر لحظه

دست خودت نیست

زن که باشی آفریده میشوی برای عشق ورزیدن ..

برای نگاههای مهربانانه ..

برای بوسه های آتشین

زن که باشی تمام تنت طعم تلخ عطر گس مرد را میطلبد

زن که باشی سرشاری از عاشقیت های ناتمام

پر شده ای از زیبایی از هر زیبایی

زن که باشی اما

دست خودت نیست

اگر مردت طعم لبهایش طعم تو را بدهد

تمام هستی مردانه اش را با تمام وجودت دوست خواهی داشت

بی آنکه ذره ای کم بگذاری

درسی از دکتر محمود حسابی


یکی از دانشجویان دکتر محمود حسابی به ایشان می گوید: شما سه ترم است که مرا از این... درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم. می خواهم در روستایمان معلم شوم.

دکتر جواب می‌دهد: تو اگر نخواهی موشک هوا کنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا، نخواهد موشک هوا کند ...

فرهنگ خاص گرایی به مثابه یکی از مشکلات و موانع سیستم اداری- آموزشی کهگیلویه و بویراحمد

هدف این یادداشت؛کلی گویی و پرداختن به علل و پیامدهای توسعه نیافتگی ویا مقصر دانستن اشخاص یا گروههای خاص نیست بلکه تلاش نموده ایم تا با الهام گرفتن از نظریه متغییرهای الگویی  تالکوت پارسونز جامعه شناس مشهور معاصر آمریکایی و با ارائه مستندات بومی غیر قابل انکار و توجیه؛ یکی از معضلات و مشکلات اساسی سیستم اداری و آموزشی در استان را در نیل به توسعه پایدار انسانی بررسی نماییم.

پارسونز برای تحلیل و مقایسه دو وضعیت توسعه یافتگی و نیافتگی جوامع، نظریه متغییرهای الگویی را به عنوان تقابل های دوتایی مطرح می نماید.از نظر وی جواع سنتی و عقب مانده مبتنی بر اشاعه و آمیختگی،  خاص گرایی، کنش عاطفی و انتسابی و جواع مدرن و پیشرفته بر تفکیک نقش ها، عام گرایی،کنش غیرعاطفی و روابط اکتسابی استوار هستند. برای مرتبط نمودن این نظریه جامعه شناسی به ظاهر انتزاعی و بسیار ایده ال گرای ذهنی ارائه مثال و موارد عملی برای فهم بهتر موضوع بهترین راهکار ممکن است.

 عام گرایی ( Universalism  ) / خاص گرایی ( Praticuharism ) :

عام گرایی: یعنی اینکه کنشگر بر اساس معیارهای عام که قابلیت تعمیم به مجموعه ای از اشیاء را داشته باشند درباره شیء فیزیکی یا اجتماعی داوری می کند یا حکم صادر می کند . مثلا" ؛ قضاوت و داوری یک استاد دانشگاه در مورد دانشجویانش بر اساس برخی معیارهای عام که بر بنیادهای عدالت و انصاف استوار هستند.یا برخورد و پاسخ دادن کارمند و مدیر یک سازمان به متقاضی و ارباب رجوع براساس قانون و مقررات و وظیفه تعریف شده در سازمان.

خاص گرایی: داوری کنشگر در مورد یک شیء بر اساس معیارهایی است که فقط درباره آن شیء خاص و شرایط ویژه ای که دارد صدق می کند. مثلا داوری یک پدر در مورد فرزندش که بر مبنای معیارهای خاص تر از آن چه که یک استاد همان نفر را مورد داوری قرار می دهد صورت می گیرد. یا مثلآ قضاوت یک معلم یا استاد دانشگاه در مورد دانش آموز یا دانشجویانش بر اساس برخی معیارهای خاص مانند فامیل، دوست و آشنا بودن ویا کسی که قبلا سفارش و حمایت شده است. بهترین نمونه خاص گرایی، مراجعه برخی از اشخاص به جهاد کشاورزی یا بانک برای دریافت وام و تسهیلات است که به دلیل حاکم بودن رابطه و پارتی به جای قانون و عدالت،برخورد خانوادگی و غیر رسمی با آنها صورت می گیرد در حالیکه دیگران با داشتن حتی شرایط بهتر نسبت به آنها حتی به داخل سازمان یا بانک مذکور راه داده نمی شوند.

متاسفانه به دلایل مختلف این روزها در کل استان و در تمام سازمانها جریان خاص گرایی و به تعبیر بسیار ساده تر پارتی بازی به پدیده ای بسیارمعمول و پذیرفتنی بدل شده است. این وضعیت در دانشگاهها و فضاهای آموزشی شکل بسیار عینی و پیچیده تری برخود گرفته است؛بطوریکه قضاوت و تصمیم گیری درباره دانشجویان و به عبارتی نمره دادن و حل مشکلات آموزشی بر اساس  فامیل بودن و نسبت های سببی و نسبی و در کل  بر مبنای روابط و آشنایی تحلیل و بررسی می شود نه  عقلانیت، ضوابط و قانونمندی . این وضعیت شبیه به بحران نه تنها توسط دانشجویان بلکه  دربین کارمندان و کارکنان مختلف در مدارس و دانشگاه نیز به وضوح قابل رویت است.

در دانشگاه پیام نور به دلیل سیستم حاکم موجود، نمره میان ترم ارزش و اعتباری بسیار قابل ملاحظه و ویژه دارد و به همین دلیل دانشجویان در تلاشند تا با هر سیستم و راهکاری و با استفاده از هر شبکه ارتباطی در بیرون و داخل دانشگاه، خیال خود را از جهت نمره میان ترم و تحقیق و پروزه و... راحت نمایند. متاسفانه حب و بغض و قضاوت های سطحی و ناعادلانه و جهت گیری های نامناسب در این مورد هر روز رو به افزایش است.

دانشگاه آزاد، علمی کاربردی، غیر انتفاعی حتی دانشگاه سراسری و علوم پزشکی از این نظر اگر از دانشگاه پیام نور سبقت نگرفته باشند حده اقل دارای وضعیت مشابهی هستند زیرا جامعه آماری هدف، کارکنان، اساتید و دانشجویان این دانشگاهها اغلب بومی و بنابراین از فرهنگ،رفتار و سبک زندگی تقریبا یکسانی برخوردارند؛ به علاوه سیستم آموزشی پیام نور دارای حساسیت و پیچیدگی های خاصی به عنوان مثال استانی یا کشوری بودن سوالات آزمون ها است که تا حد بسیار بالایی خاصیت بازدارندگی دارد درحالیکه سایردانشگاهها استاد محور بوده و امکان دخالت و قدرت چانه زنی بیشتری برای طرفین فراهم می نماید!

بدیهی است که ادامه این روند اهداف علم و پژوهش،دانش و دانشگاه را خدشه دار می نماید و نباید به دلایلی از جمله کوچک بودن شهر و استان و دانشگاه و روابط فامیلی و آشنایی گستره و... اساس نمره دادن و مواجهه و برخورد با دانشجویان براساس ملاک و معیار دوستی و آشنایی و روابط تنظیم گردد و از این منظر دانشجویان و افراد بی بهره از این آشنایی و شبکه ارتباطی  مورد بی مهری و کم توجهی واقع گردنند.

البته فرهنگ خاص گرایی صرفا مربوط به مدارس و دانشگاه های استان نمی شود؛ بلکه تمامی نهادها و سازمان های دولتی حتی خصوصی با این مساله اجتماعی شوم مواجه هستند.در برخی از موارد با تغییر یا بودن یک مسئول یا مدیر کل در نهادی خاص مانند شرکت نفت، مخابرات، علوم پزشکی، جهاد کشاورزی،امور مالیاتی، میراث فرهنگی، اداره آب، شرکت گاز، کمیته امداد و... چندین نفراز اعضای یک طایفه و فامیل و حتی متاسفانه یک خانواده به اشکال مختلف جذب بدنه سیستم اداری شده و پس ازطی چند سال داعیه ادامه تحصیلات تکمیلی، تغییر و تبدیل وضعیت و گرفتن سمت ومسئولیت را دارند. متآسفانه این روزها برای گرفتن وام های مختلف، اجرای طرح های کشاورزی و حتی انجام معمولی ترین امور، ارتباطات، هماهنگی، آشنایی و معرفی از سوی اشخاص صاحب نفوذ باعث تسریع در انجام فعالیت های مدنظر می گردد.خلاصه اینکه در استان ما مردم قبل از مراجعه و انجام هر نوع کاری ابتدا تمام راهها و منافذ ممکن برای انجام بدون قید و شرط کارشان حتی با قید غیر قانونی بودن را پیدا کرده و سعی در حل مشکل و انجام کار به هرقیمت و باهر شرایطی را دارند وااسفاها!!!

شاید بر نویسنده خرده بگیرند که این فرهنگ خاص گرایی مختص به استان یا شهرستان ما نمی شود که در پاسخ باید گفت که اگرچه سفارش،حمایت و بطور کلی پارتی بازی در همه جای کشور حتی جهان به اشکال مختلف وجود دارد اما واقعیت اینست که در استان ما جای متن و حاشیه یا بعبارتی قانون و ضابطه با رابطه گرایی بکلی عوض شده است؛ بطوریکه حالت اپیدمی بسیار فراگیر و بیمارگونه ای شده که در بین تمام اقشار و گروههای مختلف وجود دارد و از مردم کوچه و بازار تا بزرگان و نخبگان و روشنفکران، آگاهانه و ناآگاهانه آن را کاملا پذیرفته و تولید و بازتولید می نمایند.

 به دلیل وجود همین فرهنگ منحط است که این روزها در هر محفل و مجلسی با هر دلیل و بهانه ای بحث از سهم خواهی ها، انتصاب ها و گمانه زنی های نامرسوم دنیای سیاست زده استان هستیم. متاسفانه داشتن سهم بیشتر، قدرت چانه زنی بالاتر و تاثیر گذاری نهایی در انتخاب مسئولان و مدیران کل استانی در اذهان طبقات مختلف مردم به مهمترین ملاک تشخیص توانمندی نمایندگان مجلس تبدیل شده است انگار که تنها وظیفه اصلی نمایندگان حضور و دخالت فعال در همین یک عرصه هست. همه مردم فقط مشغول شمارش تعداد مدیران دهدشتی، یاسوجی، باشت و گچسارانی هستند. در برخی از موارد این گونه به نظر می رسد که در سطح استانی و در شهرستان های مختلف نحوه انتخاب برخی از مدیران به جنگ گلادیاتورها شباهت دارد. حکایت اصلی و قسمت مهم ماجرا اما تازه بعد از انتصاب ها آغاز می شود.

این معضل و مساله حاد اجتماعی- فرهنگی چنان در اعماق جان و وجودمان عجین شده و ریشه دوانیده که مقابله،حذف و حتی کاهش آن بسیارمشکل، طاقت فرسا و نیازمند گذشت زمان است؛ زیرا در جامعه و خرده فرهنگی که حتی حمایت غیر قانونی و ناممکن از خانواده، فامیل، دوست و آشنا و حتی همشهری را مترادف غیرت، تعصب، شجاعت و مردانگی قلمداد می نمایند، به مصاف برخاستن با غرور، مردانگی و غیرت کار آسانی نخواهد بود. بنابراین بایستی با لحاظ کردن تمام مسائل اجتماعی- فرهنگی و با کمک گرفتن از اندیشمندان و کارشناسان همچنین استمداد بیشتر از قانون و ضوابط سعی در حل و یا حده اقل کاهش مساله نماییم. Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

اندر حکایت پدیده ای با عنوان: قحط الرجال سیاسی و مدیریتی در کهگیلویه و بویراحمد      

دربررسی ادبیات توسعه، سه عقیده و نظریه کاملا متفاوت وجود دارد: طرفداران نظریات نوسازی معتقدند که توسعه نیافتگی دلایل کاملا داخلی و درونی دارد و برای نیل به توسعه بایستی مبدآ و منطقه مورد نظر را از نظر شرایط و ساختارهای اقتصادی و اجتماعی اصلاح وبا تغییر در فرهنگ، باورها، ارزشها و اعتقادات آنهازمینه پیشرفت و تغییرات را فراهم نمود.گروه دوم موسوم به نظریه پردازان مکتب وابستگی تنها نقش عوامل بیرونی و خارجی را مهم و برجسته قلمداد و معتقدند که همه مشکل و مساله بیرون و خارج از منطقه مثلا در نظام تصمیم گیری متمرکز در پایتخت و یا در مرکز استان به مناطق حاشیه ای و دیگر شهرستان ها و استان ها تحمیل می شود.گروه سوم یعنی طرفداران مکتب نظام جهانی والرشتاین، مساله را در چارچوب یک کلیت واحد و عام می بینند و مثلا معتقدند برای بررسی وضعیت توسعه یک استان باید آن را در چارچوب کلیت بزرگتر و در کنش متقابل با سایر مناطق کشور در نظر گرفت.

در تحلیل و بررسی علل عقب ماندگی استان، طیف وسیعی از عوامل فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی را می توان برشمرد که بسیاری از آنها مانند تحریم ها و دشمنی های تاریخی غرب و شرق مختص به کل کشور می باشد و در سطح کلان قابل تفسیر و تدقیق هستند اما برخی از آنها نیز مشکلات مدیریتی، جایگزینی رابطه مداری به جای قانون مندی و ضابطه مندی، اعمال سلیقه های بخشی، سطحی و قومیتی، بی توجهی به نقش زنان و نخبگان و.. در سطح خرد مطرح هستند و متعلق و مربوط به منطقه و استان و محیط زندگی خودمان می باشند.البته بایستی به این نکته نیز توجه نمود که این دو مولفه خرد و کلان در یک ارتباط متعامل و متقابل باهم هستند که در پاره ای از موارد تفکیک آنها عملا غیر ممکن می گردد.

جهت تحلیل علمی و منطقی و خارج شدن از چارچوب احساسات و عوام زدگی ابتدا بایستی قلمرو بحث را مشخص نمود.یعنی از توصیف و کلی گویی و طرح مباحث انتزاعی فاصله گرفته وبا مدنظر قرار دادن شواهد و موارد عینی و ملموس البته بدون گرفتار آمدن در پیشداوری و قضاوت های شخصی و ارزشی، به بیان واقعیت و مساله مورد نظر بپردازیم.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

ادامه نوشته

مرثیه ای بر یک درد پنهان؛ باخود چه کرده ایم!!!    


شاید نزدیک به صد بار تصمیم گرفته ام درباره مساله حاد و نگران کننده توهین به هویت قومیت لر با نگاهی موشکافانه و جامعه شناسانه بنویسم اما در تمامی موارد یک عامل و دلیل مهم مانع ازاقدام و چنین امری می شد؛ اینکه گفتن و نوشتن و ایجاد بحث و حساسیت و تمرکز بر چنین بحث و موضوعی به مثابه عامل تسریع کننده مشکل عمل نماید و وجود چنین ضعف و معضلی راتصدیق نماید. اما اتفاق چند ماه گذشته و اشتباه بسیار عجیب و بچگانه جناب بزرگواری و حرف های نسنجیده ایشان در صحن علنی مجلس و در حضور بیش از 70 میلیون ایرانی مرا مجبور به نوشتن کرد. مطلب را همان روز آماده کرده بودم اما باز به دلایلی از خیر انتشار آن گذشتم اما انگار بزرگان و نمایندگان، تحصیلکرده ها، نخبگان و به اصطلاح گروههای مرجع ما قصد کوتاه آمدن ندارند و هر ماه و چند وقت یک بار بایستی بهانه ای برای خندیدن دیگران حتی شبکه های ماهواره ای خارج از کشور شویم؟! به همین دلیل علی الرغم میل و خواست باطنی این مطلب را به نقد و قضاوت دوستان و همشهریان می گذارم تا بتوانیم باهم یکی از مهمترین مسائل فرهنگی و مربوط به هویتمان را حل و فصل نماییم.

 

ادامه نوشته

سابقه تاريخي تشکیل شوراهای شهر و روستا درجامعه ایران

 

اطلاع از تاريخ و پيشينه هر نوع مفهوم و نهادي به روشن نمودن وضعيت حاضر آن کمک شاياني خواهد نمود زيرا  هر واقعيت اجتماعي در یک بستر تاريخي خاص شكل مي گيرد. در تعريف و تحلیل هر مفهومي بايد به ويژگيهاي ساختار سياسي و اجتماعي كه آن مفهوم در آن به كار مي رود و صورتبندي كه واقعيتهاي موجود بر اساس اين مفاهيم پيدا مي كنند توجه ويژه اي داشت .

مفاهيم شورا، پارلمان و فعالیت های مشاركتي از مفاهيمي هستند كه در زمينه هاي خاص اجتماعي و فرهنگي كشورهاي توسعه يافته پرورانده شده اند و آن نيز بر مبناي نيازي بوده است كه از بطن زندگی و بافت اجتماعی  مردماني كه در اين کشورها زيسته اند سر بر آورده است.در كشورهاي جهان سوم اما وضع بدين منوال نيست و صرفاً واژه هايي براي مانور و سياستهاي تبليغاتي جعل مي شوند كه تفاوتهاي بسياري با معاني كه از اين واژه مستفاد مي شود  وجود دارد . به عبارتی درباره مفهوم شورا ، اين مفاهيم و کارکردها تمام خصوصيات و ويژگيهاي معنايي آن را انتقال نمي دهند .

شورا واژه عربي مي باشد كه اصل آن در ماده لغوي از شارالعسل گرفته شده است . در گذشته زمانيكه قصد استخراج عسل از كندو را داشتند اين عمل خيلي آهسته بايد صورت مي گرفت ، به شكلي كه زنبورها تحريك و متواري نشوند . شورا در معناي اجتماعي نهاد يا هسته اي است كه از بهم پيوستن چند نفر جهت تشريك مساعي پيرامون يك يا چند موضوع ايجاد مي شود و بر اساس وظايف تعيين شده به پيگيري امور مورد نظر مي پردازند .

شورا يك پديده جديد نيست . نخستين شوراها به قوم يهود تعلق داشته است مفهوم سن هدرين[1]   اولين مفهومي است كه براي شورا به كار برده اند . اين شوراها هم دادگاه بوده و هم شوراي مشورتي . بعدها اين در زبان يوناني به صورت سن دريوم و سن دريون به كار رفته است كه از دو تا جزء تشكيل شده است . يكي سين به معناي با هم بودن و ديگري هدرا به معني قالب يا   مجتمع . يعني انسانهايي با هم باشند در قالب يك مجتمع .

مفاهيم شورا و مشاركت در زمانهاي دور و تا اواسط قرن هجدهم فقط براي طبقات خاصي ممكن بوده است وتمام اقشار مردم در اين نهادهاي مشورتي و شورايي داراي حق راي و شركت در حيات اجتماعي خود نبوده اند . آرمان مشترك مردم در اداره امور جامعه خود در پي انقلاب فرانسه و ديگر تحولات مردم سالار كه از قرن 18 ميلادي اروپا و سپس ديگر نقاط جهان را درنورديد ، تحقق يافت . اين آرمان ابتدا در قالب مجالس ملي قانونگذاري منتخب مردم ( پارلمان ) و سپس با تعميق مردم در شكل شهرداريهايي كه توسط يك شوراي شهر انتخابي اداره مي شدند محقق گرديد كه در اين ميان كمون پاريس از شهرت خاصي برخوردار است .



[1] Senhedren

ادامه نوشته

شورای اسلامی شهر و روستا گامی در جهت توانمند سازی و توسعه پایدار

شوراها در جهان متمدن يكي از ابزارهاي مهم براي به بازي گرفتن مردم در سرنوشت خويش و ايجاد تمايل به حفاظت از پديده هايي است كه داغ تفكر و كار جمعي را بر پيشاني خود دارند . شوراها يكي از عوامل تزريق خود شكوفايي و اعتماد به نفس به  انسانها و توليد حس به حساب آورده شدن است . ضرورت وجود شوراها در ايران به خاطر ساختار استبدادي تاريخی و محروميت انسان ها از حقوقي اولیه وطبيعي بيش از هر جاي ديگري است .

شكل گيري شوراهاي اسلامي شهري و روستايي يكي از تحولات مهم تاريخ معاصر ايران را رقم زد ، زيرا از يك سو راه اندازي شوراها از ابتداي انقلاب اسلامي همواره يكي از آرمانها  و آمال مهم مردم بوده است و از سوي ديگر؛ ربط مستقيم وظايف شوراها با زندگي تك تك افراد و تاثير آن در نهادمند ساختن مشاركت اجتماعي و سياسي مردم و دخالت آنها در سرنوشت خود ، جايگاه برجسته اي را در مجموعه جريانهاي اجتماعي به شوراها مي بخشد.

مطابق اصل يكصد قانون اساسي کشور ، براي پيشبرد سريع برنامه هاي اجتماعي ، اقتصادي ، عمراني ، بهداشتي ، فرهنگي ، آموزشي و ساير امور رفاهي از طريق همكاري مردم با توجه به مقتضيات محلي ، اداره امور هر روستا ، بخش ، شهر ، شهرستان ، با نظارت شوراي ده ، بخش ، شهر ، شهرستان يا استان صورت مي گيرد كه اعضاي آن را مردم همان محل انتخاب     مي كنند.

شوراها در زمينه توانايي جلب همكاريهاي مردم و يا به كمك طلبيدن آنها در حل مسائل منطقه اي نيز نقش مهمي را مي توانند به عهده گيرند . عواملي چون عادت كار جمعي و به سرانجام رساندن امور با كمك يكديگر پيشينه اي طولاني در روستاها دارد؛در روستاها مردم عادت داشته اند كه كارها را به صورت همياري تا مرحله اجرا پيش ببرند ، روستاهاي ما نيازمند يك تشكل مي باشند كه زندگي آنها را سراسري كند و اين فقط از شورا بر مي آيد كه نماينده آنهاست و در زمينه مشاركت اجتماعي نيز شوراها تنها راه حل هستند  ( پيران ، 1382 : 81 ) .

ادامه نوشته

منابع آزمون ارشد علوم اجتماعی - کلیه ی گرایش ها

مجموعه علوم اجتماعی در کارشناسی ارشد شامل ۱۲رشته و گرایش : جامعه شناسی / جمعیت شناسی / مطالعات توسعه ( در دوگرایش ) / مطالعات زنان ( در دوگرایش ) / پژوهش علوم اجتماعی / رفاه و برنامه ریزی اجتماعی / جامعه شناسی انقلاب / انسان شناسی / مطالعات فرهنگی آمریکای شمالی / مطالعات جوانان
مقدمه :
اقبال به علوم اجتماعی در سالهای اخیر چه در میان روشنفکران و چه از سوی دولت همواره افزایش یافته است . شاید وضعیت دانش اجتماعی در ایران در وضعیت مشابه با کمتر از دویست سال پیش در اروپا ، زادگاه علوم اجتماعی قرار دارد . دوره ای جامعه اروپایی شاهد پدیدن آمدن مدرنیته و دگرگونی های گسترده در ارزش ها باورها و هنجارهای اجتماعی بود . نهادها و سازمانهای اجتماعی جدیدی پدید می آمدند و نهادهای قدیمی یا از میان رفته یا با دگرگونی در کارکردها روبرو می شدند . در این میان دانش اجتماعی وظیفه تبیین این تحولات اجتماعی را بر عهده داشته است و در واقع دو پرسش اساسی جامعه شناسی همواره این بوده است که نخست چگونه در جامعه نظم برقرار می شود و دوم چرا چگونه جامعه تغییر می کند ؟

از این رو علوم اجتماعی به بررسی روابط اجتماعی ، سازمانها ، گروهها و روابط متقابل میان ساختارهای اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی می پردازد . در ایران عموما منظور از علوم اجتماعی رشته هایی چون مردم شناسی ، جمعیت شناسی ، و ….. است . ولی در کاربرد بین المللی کلیه دانش های مربوط به انسان اجتماعی همچون اقتصاد ، جامعه شناسی ، سیاست ، ارتباطات ، روان شناسی و حقوق … را شامل می گردد .
تفکر جامعه شناسی بیش از هر چیز به خودشناسی کمک می کند که به نوبه خود می تواند به شناخت بهتر ما از دنیای روابط اجتماعی یاری کند . مطالعه جامعه شناسی تا آنجا که با اندیشه جزمی مبارزه می کند ، درک تنوع فرهنگی را می آموزد بینش عملکرد نهادهای اجتماعی را برای ما فراهم می سازد و امکانات آزادی انسان را افزایش می دهد .
وضعیت منابع کارشناسی ارشد بدلیل گستردگی این رشته دارای منابع متعددی و وسیعی می باشد و افرادی که خواهان قبولی در دانشگاههای معتبر کشور هستند باید با برنامه ریزی و حوصله و دقت به همراه سرعت بر تمام منابع احاطه کامل داشته باشند . به همین دلیل به دوستان توصیه می شود که برنامه ریزی برای امتحان ارشد سراسری که در اسفند امسال برگزار می شود هنوز دیر نیست و این دو ماه مانده ماه سرنوشت ساز برای قبولی شما می باشد و فقط بستگی به همت و پشتکار شما دارد . تمام مجموعه علوم اجتماعی شمال بر سوالات عمومی بین تمام گرایش های این گروه وجود دارد و فقط یک بخش از سوالات به میل و انتخاب شما به صورت تخصصی و براساس علاقه که به صورت تخصصی خواهد بود به شما ارائه خواهد شد و لازم بذکر است که در کنکور سراسری سوالات عمومی و تخصصی هر حوزه در یک دفترچه به شما داده می شود و شما می توانید اگر دوست داشته باشید به تمام این سوالات پاسخ دهید . ولی توصیه ما این است که حتما در یک یا دو گرایش بصورت قوی وقت بیشتری زمان بگذارید و و شانس خودتان را در یک رشته نبندید و در گرایش های دیگر شرکت کنید .
این هفته ما به معرفی منابع رشته جامعه شناسی و انسان شناسی خواهیم پرداخت لازم به ذکر است در منابع یکسری جزوه معرفی شده است که برای تهیه این جزوه ها باید شما به واحد آموزش جهاددانشگاهی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران بزرگراه جلال آل احمد زیر پل گیشا مراجعه نمایید .

* منابع عمومی برای تمام گرایشهای علوم اجتماعی :
الف - زبان تخصصی
۱ - چکیده کتاب (Horton) جزوه زبان تخصصی ۲ دکتر توکل، دانشگاه تهران
۲ - واژه نامه‌های انتهای کتاب جامعه شناسی آنتونی گیدنز ، ترجمه منوچهر صبوری
۳ - انگلیسی برای دانشجویان جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی (دو کتاب) ، انتشارات سمت
۴_ زبان تخصصی متون علوم اجتماعی ، دکتر جعفر سخاوت ، انتشارات دانشگاه پیام نور ، جلد اول و دوم .

ب - روش تحقیق
۱ - روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی، دکتر باقر ساروخانی (جلد اول)، انتشارات پژوهشگاه
۲ - کندوکاوها و پنداشته‌ها ، دکتر فرامرز رفیع‌پور، شرکت سهامی انتشار
۳_ ارل ببی ، روشهای تحقیق در علوم اجتماعی ترجمه رضا فاضل ، انتشارات سمت ، جلد اول
۴- پیمایش در تحقیقات اجتماعی ، دی . ای . دواس، ترجمه هوشنگ نایبی، نشر نی
۵ - روش‌های آماری، دکتر کریم منصورفر، انتشارات دانشگاه تهران
۶ - جزوه روش تحقیق نظری دکتر ازکیا، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
۷ - جزوه روش تحقیق نظری دکتر صدیق، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

پ- نظریه‌های جامعه‌شناسی
۱ - نظریه‌های جامعه شناسی در دوران معاصر، جورج ریتزر، ترجمه محسن ثلاثی، نشر علمی، چاپ آخر
۲ - نظریه‌های جامعه‌شناسی، دکتر تقی‌‌آزاد ارمکی، انتشارات سروش
۳ - مراحل اساسی اندیشه در جامعه‌شناسی، ریمون آرون، باقر پرهام، انتشارات علمی فرهنگی
۴ - زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی، لوئیس کوزر، ترجمه محسن ثلاثی ، نشر علمی
۵ - نظریه‌های جامعه‌شناسی، دکتر غلامعباس توسلی ، انتشارات سمت
۶ - جزوه نظریه‌های جامعه‌شناسی، دکتر محمد عبداللّهی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی
۷ - جامعه‌شناسی آنتونی گیدنز، منوچهر صبوری ، نشر نی

* منابع تخصصی رشته جامعه شناسی :
۱ - تغییرات اجتماعی ، ترجمه دکتر منصوری وثوقی، نشر نی
۲ - جامعه شناسی سیاسی، دکتر حسین بشیریه، نشر نی
۳ - جامعه شناسی توسعه، دکتر مصطفی ازکیا، نشر کلمه
۴ - جامعه‌شناسی انقلاب، استانفورد کوهن، ترجمه علیرضا طیب، نشر قومس
۵ - جزوه جامعه‌شناسی انقلاب، دکتر محمد حسین پناهی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی
۶ - جامعه شناسی شهر، دکتر فریده ممتاز
۷ - جامعه‌شناسی شهری، جزوه دکتر صدیق سروستانی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
۸_ جامعه شناسی شهری ، دکتر غلامعباس توسلی ، انتشارات دانشگاه پیام نور
۹ - جامعه‌شناسی صنعتی، جزوه دکتر صدیق سروستانی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
۱۰ - قشربندی اجتماعی، ادوارد گرب، ترجمه محمد سیاهپوش
۱۱ - جامعه‌شناسی روستایی، دکتر منصور وثوقی، انتشارات کیهان
۱۲ - جامعه شناسی توسعه و توسعه نیافتگی روستایی در ایران، دکتر مصطفی ازکیا ، انتشارات اطلاعات
۱۳ - جامعه شناسی پزشکی ، دکتر محمد توکل، انتشارات دانشگاه صنعتی شریف
۱۴ - جامعه شناسی کار و شغل، دکتر غلامعباس توسلی، انتشارات سمت
۱۵ - جامعه شناسی سازمان‌ها ، دکتر منوچهر صبوری، نشر شب‌تاب
۱۶ - جامعه‌شناسی انحرافات ، دکتر جعفر سخاوت، انتشارت دانشگاه پیام نور
۱۷ - جامعه شناسی انحرافات، جزوه دکتر صدیق سروستانی ، دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران
۱۸ - جامعه‌شناسی ارتباطات، دکتر باقر ساروخانی، دانشگاه انتشارات اطلاعات
۱۹ - جامعه‌شناسی خانواده، دکتر باقر ساروخانی، دانشگاه انتشارات سروش
۲۰ - جامعه شناسی ادبیات، روبراسکار پیت، ترجمه دکتر مرتضی کتبی، انتشارات سمت
۲۱ - جامعه شناسی آموزش و پرورش ، جزوه دکتر غلامعباس توسلی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
۲۲_ جامعه شناسی آموزش و پرورش ، دکتر علاقبند
۲۳ - روانشناسی اجتماعی ، جزوه دکتر محسن تبریزی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
۲۴ - جامعه شناسی ، آنتونی گیدنز ، ترجمه منوچهر صبوری ، نشر نی
۲۵_ رویکردهای نظری هفتگانه به مسائل اجتماعی ، دکتر صدیق سروستانی ، انتشارات دانشگاه تهران

* منابع تخصصی رشته انسان شناسی :
۱ - مبانی انسان شناسی (گرد شهر باچراغ) / دکتر روح الامینی
۲ - زمینه فرهنگ شناسی / دکتر روح الامینی
۳ - انسان شناسی فرهنگی / دانیل بتیس / ترجمه ثلاثی
۴ - انسان شناسی عمومی / دکتر عسگری خانقاه
۵ - تاریخ اندیشه و نظریه‌های انسان شناسی / دکتر ناصر فکوهی
۶ - تاریخ مردم شناسی / هیس / ترجمه ابوالقاسم طاهری
۷ - درآمدی بر انسان شناسی سیاسی / کلودریور / ترجمه ناصرفکوهی
۸ - روش ، بینش ، تجربه / دکتر عسکری خانقاه
۹ - انسان شناسی زیستی / دکتر عسکری خانقاه
۱۰ - نظریه‌های مردم‌شناسی / مروین کار بارینو / ترجمه عباس محمدی اصل
۱۱ - جزوه انسان شناسی باستان شناختی / دکتر رفیع فر
۱۲ - جزوه انسان شناسی زبان شناختی / دکتر مدرسی و خانم نرسیسیانس
۱۳ - جزوه مردم شناسی ماقبل تاریخ / دکتر رفیع فر
۱۴ - جزوه جامعه شناسی ایلات و عشایر / دکتر رفیع فر
۱۵ - منشا عالم ، حیات ، انسان و زبان / دکتر رفیع فر، نشر آگه
۱۶ - فرهنگ مردم شناسی / میشل پانوف / عسکری خانقاه
۱۷ - جزوه نظام خویشاوندی / دکتر مقصودی
۱۸ - تاملی بر خاستگاه جامعه روستایی / دکتر رفیع فر ، مجله دانشنامه جهان اسلام
۱۹ - فرهنگ برادوستی / دکتر رفیع فر / مجله دانشنامه جهان اسلام
۲۰ - روش‌های تحقیق در انسان شناسی / ترجمه محسن ثلاثی
۲۱ - روش‌های تحقیق تطبیقی در انسان شناسی / ترجمه فرخ نی

منابع رشته جامعه شناسی

نظريه‌هاي جامعه‌شناسي

1ـ زندگي و انديشه بزرگان جامعه‌شناسي / لوئيس كوزر، ترجمة محسن ثلاثي

2ـ نظريه‌هاي جامعه‌شناسي در دوران معاصر/ جورج ريتزر، ترجمة محسن ثلاثي

۳-مکاتب و نظریه های جامعه شناسی/ دکتر تنهایی

۴-جامعه شناسی نظری (مبانی اصول و مفاهیم)/ دکتر تنهایی

۵ـ نظريه‌هاي جامعه‌شناسي / دكتر توسلي

۶-نظريه‌هاي جامعه‌شناسي / دكتر آزاد ارمكي

۷ـ جزوة نظريه‌هاي جامعه‌شناسي / دكتر عبدالهي (دانشگاه علامه)

۸ـ مراحل اساسي انديشه در جامعه‌شناسي / ريمون آرون. ترجمة باقر پرهام

روش تحقيق در علوم‌اجتماعي

1ـ پيمايش در تحقيقات اجتماعي / دواس،دي.اي/(1376)، ترجمة هوشنگ نايبي /تهران/ نشرني/چاپ اول

2ـ كندوكاوها و پنداشته‌ها / دكتر رفيع‌پور‏ ، فرامرز(1370)،/تهران/ شركت‏ سهامي انتشار/ چاپ چهارم

3ـ روش‏هاي تحقيق در علوم اجتماعي (جلد اول) / دكتر ساروخاني، باقر (1372) تهران / پژوهشگاه علوم انساني/ چاپ اول

4ـ نحوة انجام تحقيقات اجتماعي / ترز بيكر، ترجمه دكتر نايبي ، نشر ني

5-استدلال‏ آماري در جامعه‏شناسي / مولر، ترجمه هوشنگ نايبي/چاپ اول / تهران/ نشرني

6- روش تحقيق كاربردي / دكتر ازكيا / جلد اول / انتشارات كيهان

7- درآمدي بركاربرد آمار در تحقيقات اجتماعي

8- سؤالات آزمون كارشناسي ارشد از 1373 الي 1385

زبـان

1ـ زبان عمومي

2ـ زبان تخصصي در علوم اجتماعي. متون تخصصي هورتون، گيدنز، ريتزر و ….

3ـ مفاهيم و اصلاحات كليدي علوم اجتماعي در كتابهاي زمينه‌جامعه‌شناسي (آقاي آريانپور) و جامعه‌شناسي گيدنز                   

 …حوزه‌هاي جامعه‌شناسي

1ـ جزوة جامعه‌شناسي شهري / دكتر صديق سروستاني

2ـ جزوة جامعه‌شناسي انحرافات/ دكتر صديق سروستاني

3ـ جامعه‌شناسي انحرافات / دكتر سخاوت

4ـ جزوة جامعه‌شناسي صنعتي / دكتر صديق سروستاني

5ـ جامعه‌شناسي ارتباطات/ دكتر ساروخاني

6ـ جامعه‌شناسي خانواده / دكتر ساروخاني

 7ـ جامعه‌شناسي پزشكي / دكتر توكل

 8ـ جامعه‌شناسي روستايي/ دكتر وثوقي

 9ـ جامعه‌شناسي روستايي / دكتر ازكيا

 10ـ جامعه‌شناسي توسعه / دكتر ازكيا

11ـ جامعه‌شناسي توسعه و توسعه نيافتگي / دكتر ازكيا

12ـ جزوة روانشناسي اجتماعي / دكتر محسني تبريزي

 13ـ جزوة جامعه‌شناسي انقلاب / دكتر پناهي (دانشگاه علامه)

 14ـ انقلاب و بسيج سياسي / دكتر بشيريه

 15ـ تئوري‌هاي انقلاب / استانفورد كوهن، ترجمة عليرضا طيب

۱۶ـ تغييرات اجتماعي / گي‌، روشه ، ترجمة دكتر وثوقي

 17ـ جامعه‌شناسي سازمان‌ها/ آقاي صبوري

 18ـ جامعه‌شناسي كار و شغل / دكتر توسلي

 19ـ جزوة جامعه‌شناسي آموزش و پرورش / دكتر توسلي

20- جامعه‌شناسي آموزش و پرورش/ دكتر علاقه‌بند

 21ـ جامعه‌شناسي سياسي / دكتر بشيريه

۲۲جامعه‌شناسي ادبيات / دكتر كتبي

23ـ قشربندي اجتماعي/ دكتر ملك، انتشارات پيام‌نور

 24ـ جامعه‌شناسي/ گيدنز

 

 

 

منابع رشته های پژوهشگری

 

نظريه‌هاي جامعه‌شناسي

1ـ زندگي و انديشه بزرگان جامعه‌شناسي / لوئيس كوزر، ترجمة محسن ثلاثي

2ـ جزوه نظريه‌هاي جامعه‌شناسي/ خانم‌دكتر فريده ممتاز(جزوه‌ در مركز آموزش ‌جهاد ‌دانشگاهي ‌موجود ‌است)

3ـ نظريه‌هاي جامعه‌شناسي دردوران معاصر / جورج ريتزر، ترجمة محسن ثلاثي

4ـ نظريه‌هاي جامعه‌شناسي / دكتر غلامعباس توسلي

روش تحقيق در علوم‌اجتماعي

 

1ـ كندوكاوها و پنداشته‌ها / دكتر فرامرز رفيع‌پور(1370)، تهران، شركت سهامي انتشار، چاپ چهارم

2- تكنيك‏هاي خاص تحقيق / دكتر رفيع‏پور

3- پيمايش در تحقيقات اجتماعي / دواس، اي ، ترجمة هوشنگ نايبي ، نشر ني، تهران، چاپ اول

4- نحوة انجام تحقيقات اجتماعي / بيكر- ترزال ، ترجمه هوشنگ نايبي، نشرني

5- تكنيك‏هاي خاص تحقيق / دكتر قاضي طباطبايي

زبان

2ـ زبان تخصصي در علوم اجتماعي، متون تخصصي هورتون و ….

3ـ مفاهيم و اصلاحات كليدي علوم اجتماعي در كتابهاي زمينه‌جامعه‌شناسي (آقاي آريانپور) و جامعه‌شناسي گيدنز …

آمار و رياضي

 1- كتاب روش‌هاي آماري/ دكتر كريم منصور‌فر، انتشارات دانشگاه تهران.

 2ـ رياضيات براي دانشجويان علوم اجتماعي/ دكتر كريم منصور‌فر، نشر سمت

 3- استدلال آماري در جامعه شناسي / مولر ، ترجمة دكتر نايبي ، نشر ن  

 ۴ـ جزوه آمار مقدماتي و آمار براي علوم اجتماعي/ دكتر مسعود چلبي، دانشگاه شهيد بهشتي.

    

منابع کارشناسی ارشد رشته برنامه ریزی و رفاه اجتماعی 

•      نظريه‌هاي جامعه‌شناسي   

1ـ زندگي و انديشه بزرگان جامعه‌شناسي / لوئيس كوزر، ترجمة محسن ثلاثي

2ـ نظريه‌هاي جامعه‌شناسي در دوران معاصر/ جورج ريتزر، ترجمة محسن ثلاثي

3ـ درآمدی بر مکاتب و نظریه های جامعه شناسی/ دکتر تنهایی

4- نظريه‌هاي جامعه‌شناسي / دكتر توسلي

5ـ نظريه‌هاي جامعه‌شناسي / دكتر آزاد ارمكي

6ـ جزوة نظريه‌هاي جامعه‌شناسي / دكتر عبدالهي (دانشگاه علامه)

7ـ مراحل اساسي انديشه در جامعه‌شناسي / ريمون آرون. ترجمة باقر پرهام

•      روش تحقيق در علوم‌اجتماعي

1ـ پيمايش در تحقيقات اجتماعي / دواس،دي.اي/(1376)، ترجمة هوشنگ نايبي /تهران/ نشرني/چاپ اول

2ـ كندوكاوها و پنداشته‌ها / دكتر رفيع‌پور‏ ، فرامرز(1370)،/تهران/ شركت‏ سهامي انتشار/ چاپ چهارم

3ـ روش‏هاي تحقيق در علوم اجتماعي (جلد اول) / دكتر ساروخاني، باقر (1372) تهران / پژوهشگاه علوم انساني/ چاپ اول

4ـ نحوة انجام تحقيقات اجتماعي / ترز بيكر، ترجمه دكتر نايبي ، نشر ني

5-استدلال‏ آماري در جامعه‏شناسي / مولر، ترجمه هوشنگ نايبي/چاپ اول / تهران/ نشرني

6- روش تحقيق كاربردي / دكتر ازكيا / جلد اول / انتشارات كيهان

7- درآمدي بركاربرد آمار در تحقيقات اجتماعي

8- سؤالات آزمون كارشناسي ارشد از 1373 الي 138۵

•      زبـان

1ـ زبان عمومي

2ـ زبان تخصصي در علوم اجتماعي. متون تخصصي هورتون، گيدنز، ريتزر و ….

3ـ مفاهيم و اصلاحات كليدي علوم اجتماعي در كتابهاي زمينه‌جامعه‌شناسي (آقاي آريانپور) و جامعه‌شناسي گيدنز …

•      حوزه‌هاي برنامه‌ريزي رفاه اجتماعي

1ـ تامين اجتماعي:

الف: كتاب تأمين اجتماعي ـ دكتر طالب، انتشارات آستان قدس رضوي

ب‌: كتاب تامين اجتماعي، دكتر پناهي، انتشارات موسسه تامين اجتماعي

2ـ رفاه اجتماعي:

الف:كتاب نظربه رفاه نوشته توني فيتزپتربك ترجمه هرمزهمايون‌پور»نشرگام‌نو

ب :رفاه اجتماعي ـ دكتر زاهدي اصل

ج‌: رفاه اجتماعي ـ باري ترجمه سيد مرتضي نوربخش

چ: نظريه رفاه ـ پيتس فريتريك: ترجمه: هرمز همايون‌پور(گام نو ـ پژوهش در تأمين اجتماعي)

ح: كتاب، جهان رها شده، سخنراني آنتوني گيدنز، انتشارات علم و ادب

3ـ جامعه‌شناسي توسعه:

الف: جامعه‌شناسي توسعه، دكتر ازكيا ودكتر غفاري ، انتشارات كلمه

ب:جامعه شناسي تغييرات اجتماعي تالبف دكترغفاري آقاي ابراهبمي

ج‌: تغييرات اجتماعي و توسعه ـ آلوين‌سو، توجمه مظاهري

4ـ برنامه‌ريزي

الف: جزوه “كليات برنامه‌ريزي” دكتر انصاري

5ـ سازماندهي و مديريت:

الف:كتاب اصول مديريت تاليف دكتررضائيان

ب: كتاب “سازماندهي و مديريت“ دكتر اميركبيري

ج‌: كتاب “سازماندهي و مديريت “ دكتر اقتداري

6ـ تعاون:

الف : مباني تعاون ـ دكتر انصاري ـ انتشارات پيام نور

ب‌: اصول و انديشه‌هاي تعاوني “دكتر طالب، انتشارات دانشگاه تهران

پ‌: جزوه سير تحول تعاونيها ، دكتر حميد انصاري

ت : جزوه انواع و كاركرد تعاوني‌ها، دكتر حميد انصاري

ث : زمينه‌ها و شيوه‌هاي همياري، دكتر مهدي طالب

ج: كتاب ”حقوق تعاون” دكتر حسني    

7ـ اقتصاد:

1. كتاب اقتصاد كلان تأليف يوسف فرجي_ روزبهاني

2. كتاب اقتصاد خرد سالواتوره و محسن نظري

3. كتاب اقتصاد نوشته ساموئد سن و نورد هاوس و ترجمه نوروزي و رحماندوست

4. جزوات “اصول علم اقتصاد “ دكتر موسايي، ”اقتصاد خرد“ دكتر موسايي ،”اقتصاد كلان“ دكتر

5. "اقتصاد خرد" دكتر موسايي 

6. كتاب “اقتصاد ايران“ دكتر ابريشمي

7. كتاب “اقتصاد ايران“ دكتر رزاقي

8. كتاب, نفت، دولت و صنعتي شدن ـ نوشته: مسعود كارشناس، انتشارات گام‌نو.

 

منابع رشته مطالعات زنان

 

««« براساس سرفصل‌هاي گروه مطالعات زنان دانشگاه الزهرا (س) »»»

الف ـ مباني

    1ـ جامعه‌شناسي / آنتوني گيدنز، ترجمه منوچهر صبوري

    2ـ مباني روانشناسي/ هيلگارد

    3ـ مباني جامعه‌شناسي / بروس كوئن

ب ـ نظريه‌هاي جامعه‌شناسي

    1ـ زندگي و انديشه بزرگان جامعه‌شناسي / لوئيس كوزر، ترجمة محسن ثلاثي

    2ـ نظريه‌هاي جامعه‌شناسي در دوران معاصر/ جورج ريتزر، ترجمة محسن ثلاثي

    3ـ نظريه‌هاي جامعه‌شناسي / دكتر توسلي

    4ـ نظريه‌هاي جامعه‌شناسي / دكتر آزاد ارمكي   

ب‌ـ روش تحقيق

    1ـ روش تحقيق در علوم‌اجتماعي جلد اول / دكتر ساروخاني

    2ـ مباني نظري و عملي پژوهش در علوم انساني / دكتر دلاور

    3ـ كندوكاوها و پنداشته‌ها / دكتر فرامرز رفيع‌پور

    4- نحوة انجام تحقيقات اجتماعي / بيكر- ترز ال، ترجمة هوشنگ نايبي ، نشر ني

    5-استدلا‏ل آماري در جامعه شناسي / مولر ، ج اچ و ديگران ، ترجمة هوشنگ نايبي ، نشر ني

6- آمار و احتمالات كاربردي / دلاور

ج ـ حوزه‌ها

    1ـ نظام حقوق زن در اسلام / استاد مطهري

    2ـ حقوق خانواده/ محقق داماد

    3ـ تفسير سورة نور و نساء

    4ـ حقوق خانواده/ دكتر ناصر كاتوزيان

    5ـ مختصر حقوق خانواده/ دكتر اسدا... امامي و دكتر سيد حسين صفايي

د ـ زبان

    1ـ زبان عمومي

    2ـ زبان تخصصي در علوم اجتماعي. متون تخصصي هورتون، گيدنز، ريتزر و ….

    3ـ مفاهيم و اصلاحات كليدي علوم اجتماعي در كتابهاي زمينه‌جامعه‌شناسي (آقاي آريانپور) وجامعه‌شناسي گيدنز …

 

منا بع کارشناسی ارشد توسعه روستایی

نظريه‌هاي جامعه‌شناسي

 

1ـ زندگي و انديشه بزرگان جامعه‌شناسي / لوئيس كوزر، ترجمة محسن ثلاثي

2ـ نظريه‌هاي جامعه‌شناسي در دوران معاصر/ جورج ريتزر، ترجمة محسن ثلاثي

۳-مکاتب و نظریه های جامعه شناسی

۴ـ نظريه‌هاي جامعه‌شناسي / دكتر توسلي

۵ـ نظريه‌هاي جامعه‌شناسي / دكتر آزاد ارمكي

۶ـ جزوة نظريه‌هاي جامعه‌شناسي / دكتر عبدالهي (دانشگاه علامه)

۷ـ مراحل اساسي انديشه در جامعه‌شناسي / ريمون آرون. ترجمة باقر پرهام

روش تحقيق  در علوم‌اجتماعي

1ـ پيمايش در تحقيقات اجتماعي / دواس،دي.اي/(1376)، ترجمة هوشنگ نايبي /تهران/ نشرني/چاپ اول

2ـ كندوكاوها و پنداشته‌ها / دكتر رفيع‌پور‏ ، فرامرز(1370)،/تهران/ شركت‏ سهامي انتشار/ چاپ چهارم

3ـ روش‏هاي تحقيق در علوم اجتماعي (جلد اول) / دكتر ساروخاني، باقر (1372) تهران / پژوهشگاه علوم   انساني/ چاپ اول

4ـ نحوة انجام تحقيقات اجتماعي / ترز بيكر، ترجمه دكتر نايبي ، نشر ني

5-استدلال‏ آماري در جامعه‏شناسي / مولر، ترجمه هوشنگ نايبي/چاپ اول / تهران/ نشرني

6- روش تحقيق كاربردي / دكتر ازكيا / جلد اول / انتشارات كيهان

7- درآمدي بركاربرد آمار در تحقيقات اجتماعي

وصیت نامه آلبرت انیشتین: وصیتی زیباو عبرت آموز از کم ادعایی پرمحتوا

این روزها فضای منازعه و انتقاد و حتی توهین و تهدید و تخریب در استان به طرز عجیبی افزایش یافته و هر کسی نیز از دیدگاه خود و برای دفاع از منطق و تفکراتش استدلال هایی دارد .اظهار نظرهای احساسی،نامعقول و بسیار غیر معمول از برخی مدعیان عقل وروشنفکری و حتی مسولان عالی رتبه در استان مرا بر این وا داشت تا وصیت نامه و رنج نامه مردی که بی تردید از بزرگترین سرمایه های انسانی  تاریخ جهان بوده را جهت مطالعه مخاطبان و دوستان در وب قرار دهم:

روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند. آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند . چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است. قلبم را به کسی هدیه دهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند. کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند. استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنیدهر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود. آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند .اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند. گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید. اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند.

عقب ماندگی یا عقب خواستگی: تحلیلی بر عوامل توسعه نیافتگی شهرستان باشت  و گچساران  

توسعه مفهومی بسیار پیچیده،چند بعدی و ارزشی است یعنی ابعاد اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... دارد که بایستی از منظرگاه کمی و کیفی  و به صورت چند بعدی و تلفیقی مدنظر قرار گیرد و در غیر این صورت هر تغییر و تحولی حتی رشد و پیشرفت های محسوس و قابل ملاحظه الزاما توسعه محسوب نمی گردند.

برای بررسی علمی، دقیق، منطقی و خارج از چارچوب احساسات وعوام زدگی یک پدیده اجتماعی کلان آن هم به این گستردگی یعنی فرایند توسعه یافتگی، نمی توان بدون انجام پژوهش و استفاده از آمار و اطلاعات و شاخص های علمی تایید شده در جهان و حتی کشور خودمان، صرفا با لحاظ کردن عقاید و نظریات شخصی با قطعیت به استدلال و استنتاج پرداخت و بنابراین نویسنده نه تنها ادعای تحلیل همه ابعاد موضوع را ندارد؛بلکه تلاش می کند تا با بیان شواهد و مثال های عینی با دیدگاهی نو و شاید انتقادی تر که قطعا خوشایند برخی از مخاطبان و دوستان نخواهد بود به روشن نمودن این مساله حیاتی کمک نماید و خوانندگان را با چالشی در مورد علل تغییرات بطئی بسیار کندقطار توسعه و پیشرفت و عدم توسعه نیافتگی شهرستان  های باشت و گچساران مواجه سازد.به نظر می رسداین رویکرد در فهم دقیق و ساده تر موضوع بسیار تاثیر گذارتر خواهد بود.

مساله اساسی این نوشته این است که آیا ما عقب مانده ایم یا عقب خواسته؟؟؟ آیا این شرایط  نامناسب موجود که همیشه از آن نالیده ایم و در بهترین حالت تنها آن را توصیف کرده ایم از بیرون از منطقه  و شهرستان حتی استان به ما تحمیل شده یا اینکه خودمان باعث شکل گیری چنین وضعیتی هستیم؟  

به رغم پیشینه تاریخی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی بسیار غنی و داشتن  ظرفیت و پتانسیل های فراوان؛ متاسفانه  این منطقه حتی در مقایسه بااغلب مناطق و شهرستان های استان محروم کهگیلویه و بویراحمد وضعیت نامناسبی دارد.شاهد این مدعا  اینکه باشت  درحدود 70 سال پیش هنگامی که بسیاری از مناطق و شهرستان های کنونی  استان حتی 500 نفر جمعیت هم  نداشته اند؛ دارای بخشداری  بوده است، اما  با در نظر گرفتن مجموع شاخص ها ی رشد و توسعه پایدار انسانی، کمترین تغییرات ممکن را در حوزه های مختلف شاهد بوده ایم؟

شاید شما نیز به این موضوع فکر کرده اید که چرا طی نزدیک به یک قرن اخیر و بعد از تحولات وکشمکش های فراوان ، هنوز مردم این منطقه از استان از داشتن ابتدایی ترین حقوق شهروندی مانند بیمارستان مجهز به امکانات و کادر و پزشک مجرب، داشتن امکانات رفاهی و تفریحی مانندپارک و فضای سبز،امکانات آموزشی و دانشگاههای فعال و مجهز و... محروم  هستند؟؟؟!!!

ادامه نوشته

عقب ماندگی یا عقب خواستگی: تحلیلی بر عوامل توسعه نیافتگی شهرستان باشت  و گچساران  

توسعه مفهومی بسیار پیچیده،چند بعدی و ارزشی است یعنی ابعاد اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... دارد که بایستی از منظرگاه کمی و کیفی  و به صورت چند بعدی و تلفیقی مدنظر قرار گیرد و در غیر این صورت هر تغییر و تحولی حتی رشد و پیشرفت های محسوس و قابل ملاحظه الزاما توسعه محسوب نمی گردند.

برای بررسی علمی، دقیق، منطقی و خارج از چارچوب احساسات وعوام زدگی یک پدیده اجتماعی کلان آن هم به این گستردگی یعنی فرایند توسعه یافتگی، نمی توان بدون انجام پژوهش و استفاده از آمار و اطلاعات و شاخص های علمی تایید شده در جهان و حتی کشور خودمان، صرفا با لحاظ کردن عقاید و نظریات شخصی با قطعیت به استدلال و استنتاج پرداخت و بنابراین نویسنده نه تنها ادعای تحلیل همه ابعاد موضوع را ندارد؛بلکه تلاش می کند تا با بیان شواهد و مثال های عینی با دیدگاهی نو و شاید انتقادی تر که قطعا خوشایند برخی از مخاطبان و دوستان نخواهد بود به روشن نمودن این مساله حیاتی کمک نماید و خوانندگان را با چالشی در مورد علل تغییرات بطئی بسیار کندقطار توسعه و پیشرفت و عدم توسعه نیافتگی شهرستان  های باشت و گچساران مواجه سازد.به نظر می رسداین رویکرد در فهم دقیق و ساده تر موضوع بسیار تاثیر گذارتر خواهد بود.

مساله اساسی این نوشته این است که آیا ما عقب مانده ایم یا عقب خواسته؟؟؟ آیا این شرایط  نامناسب موجود که همیشه از آن نالیده ایم و در بهترین حالت تنها آن را توصیف کرده ایم از بیرون از منطقه  و شهرستان حتی استان به ما تحمیل شده یا اینکه خودمان باعث شکل گیری چنین وضعیتی هستیم؟  

به رغم پیشینه تاریخی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی بسیار غنی و داشتن  ظرفیت و پتانسیل های فراوان؛ متاسفانه  این منطقه حتی در مقایسه بااغلب مناطق و شهرستان های استان محروم کهگیلویه و بویراحمد وضعیت نامناسبی دارد.شاهد این مدعا  اینکه باشت  درحدود 70 سال پیش هنگامی که بسیاری از مناطق و شهرستان های کنونی  استان حتی 500 نفر جمعیت هم  نداشته اند؛ دارای بخشداری  بوده است، اما  با در نظر گرفتن مجموع شاخص ها ی رشد و توسعه پایدار انسانی، کمترین تغییرات ممکن را در حوزه های مختلف شاهد بوده ایم؟

شاید شما نیز به این موضوع فکر کرده اید که چرا طی نزدیک به یک قرن اخیر و بعد از تحولات وکشمکش های فراوان ، هنوز مردم این منطقه از استان از داشتن ابتدایی ترین حقوق شهروندی مانند بیمارستان مجهز به امکانات و کادر و پزشک مجرب، داشتن امکانات رفاهی و تفریحی مانندپارک و فضای سبز،امکانات آموزشی و دانشگاههای فعال و مجهز و... محروم  هستند؟؟؟!!!

ادامه نوشته

فرهنگ خاص گرایی به مثابه یکی از مشکلات نظام آموزشی در استان

در این یادداشت کلی گویی یا مقصر دانستن اشخاص یا گروهی خاص مدنظر نیست بلکه تلاش نموده ایم تا با الهام از نظریه متغیرهای الگویی تالکوت پارسونز،جامعه شناس مشهور معاصروباارائه مستندات و شواهدی غیر قابل توجیه وانکار؛ یکی از معضلات و مشکلات اساسی موجود در نظام آموزشی استان به خصوص دانشگاهها را در دستیابی به شرح وظایف واهداف تعریف شده و در نتیجه نیل به توسعه پایدار انسانی بررسی نماییم.

پارسونز برای تحلیل و مقایسه دو وضعیت توسعه یافتگی و نیافتگی جوامع، نظریه متغیرهای الگویی را به عنوان تقابل های دوتایی مطرح نمود.از نظر وی جواع سنتی و عقب مانده مبتنی بر اشاعه و آمیختگی،  خاص گرایی، کنش عاطفی و انتسابی و جواع مدرن و پیشرفته بر تفکیک نقش ها، عام گرایی،کنش غیرعاطفی و روابط اکتسابی استوار هستند. 

عام گرایی (Universalism):همان است که کنشگر بر اساس معیارهای عام که قابلیت تعمیم به مجموعه ای از اشیاء را داشته باشند درباره شیء فیزیکی یا اجتماعی داوری می کند یا حکم صادر می کند . مثلا" ؛ قضاوت و داوری یک استاد دانشگاه در مورد دانشجویانش بر اساس برخی معیارهای عام که بر بنیادهای عدالت و انصاف استوار هستند .

خاص گرایی (Praticuharism): داوری کنشگر در مورد یک شیء بر اساس معیارهایی است که فقط درباره آن شیء خاص و شرایط ویژه ای که دارد صدق می کند . مثلا" ؛ داوری یک پدر در مورد فرزندش که بر مبنای معیارهای خاص تر از آن چه که یک استاد همان نفر را مورد داوری قرار می دهد صورت می گیرد .

جهت مرتبط نمودن این نظریه جامعه شناسی به ظاهر انتزاعی و بسیار ایده ال گرای ذهنی با پدیده های عینی و حقیقی موجود در جامعه؛ همچنین برای فهم ساده تر موضوع ارائه مثال و موارد عملی بهترین راهکار ممکن است.

ادامه نوشته

تبعید نخبگان‌متخصص مهمترین عامل توسعه‌نیافتگی و عقب‌ماندگی استان

ازعواملی که امروزه نقش پراهمیت و بسزایی در رشد و توسعه هر جامعه ای دارد منابع انسانی آن جامعه است. به همین علت سرمایه گذاری های زیادی برای تربیت و فراهم سازی این منابع در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته به عمل می آید. در حقیقت، نیروی انسانی متخصص و با انگیزه، مهم ترین سرمایه بشریت در حفظ و توسعه حیات است و پیشرفت و ترقی کشورها در گرو جذب، پرورش، نگهداری و بهره برداری صحیح از نخبگان و منابع انسانی فرهیخته است. این نوع سرمایه گذاری که طی سال ها و با صرف منابع مادی و معنوی نامحدود میسر می شود، متخصصان را به سرمایه ملی مبدل می کند.
مهاجرت نخبگان در ابعاد و حوزه های مختلف شامل افراد و گروههای تحصیلکرده یا صاحب منزلت اجتماعی و حتی ثروت بیشتر بحث تازه‌ای نیست، بلکه پدیده‌ای است که از دیرباز تاکنون به گونه‌های مختلف و چشمگیری در کشورهای جهان سوم و در کشور ما ایران وجود داشته است. این وضعیت در ابعاد  ملی وبین المللی  قابل بررسی و تحلیل علمی است. به عنوان مثال درحال حاضر بیش از ۳۰۰ هزار مهندس و پزشک ایرانی و بیش از ۱۷۳ هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریکا زندگی می‌کنند و بنا بر آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال ۸۹ روزانه ۷/۲ نفر با مدرک دکترا، ۲۶ نفر با مدرک کارشناسی ارشد، و ۶۵۳۹ نفر با مدرک کارشناسی از کشور مهاجرت کرده اند(آمار به نقل از مقاله ابراهیم کریمی)
استان کهگیلویه و بویراحمد  به عنوان یکی از مناطق محروم و عقب مانده کشور نیز از این رهگذر، صدمات جبران‌ناپذیری را در بخش های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متحمل شده است.  اگر چه آمار دقیق و علمی در این زمینه در دسترس نیست ولی همگان توافق دارند که هر ساله در بخش های مختلف علمی شامل فنی و مهندسی، پزشکی، علوم انسانی و اجتماعی و همچنین در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی  واقتصادی بسیاری از نخبگان تحصیلکرده و گروههای مرجع که بایستی با تلاش و همت و برنامه ریزی و سازماندهی و مدیریت آنها، چرخه معیوب و ناقص توسعه نیافتگی و عقب ماندگی استان اصلاح و در مسیر بهبود و پیشرفت و تعالی قرار گیرد به دلایل مختلف فرار را بر قرار ترجیح می دهند و رخت سفر برمی بندند . در یک بررسی موردی می توان مسولان و مدیران، سیاستمداران، سرمایه گذاران، پزشکان، اساتید دانشگاه و…  اصالتا کهگیلویه و بویراحمدی فراوانی را جستجو نمود که در استانهای دیگر به خصوص پایتخت کشور با بکار گیری سرمایه ، منابع انسانی ،خلاقیت و مدیریت خود جهت کمک به تسریع  و گسترش توسعه  یافتگی آن مناطق فعالیت می کنند.  بنابراین فرار مغزها  هم در بعد ملی هم بین المللی تبدیل به یک آسیب اجتماعی ،اقتصادی و فرهنگی حاد شده است که طی ۳۰ سال اخیر به شکل فزاینده ای گسترش یافته و با وجو آثار وپیامدهای بسیار زیانبار آن هنوز هم هیچگونه راهکار علمی و منطقی برای مهار و یا حده اقل کنترل آن اندیشیده نشده است.
ادامه نوشته

مقایسه سرعت اینترنت در کشورهای جهان

مقایسه سرعت اینترنت در کشورهای جهان

سرعت اینترنت کشورتان را می‌دانید؟ آیا فکر می‌کنید امریکا بالاترین سرعت اینترنت را در کل دنیا دارد؟ اشتباه می‌کنید! جدولی که برایتان آورده‌ایم واقعیت‌های جالبی از سرعت‌های اینترنت کل دنیا را نشان می‌دهد. جمهوری کره بالاترین سرعت اینترنت را در جهان دارد که چیزی برابر با Mbps 22.43 است و اینترنت کشور لتونی بعد از کره سریعترین سرعت دانلود برابر با Mbps 19.04 و جزایر آلند مقام سوم اینترنت سریع را در کل دنیا داشته که سرعت آن Mbps 18.82 می‌باشد. متوسط سرعت دانلود اینترنت امریکا کمتر از آن چیزی است که انتظار می‌رود: چیزی در حدود Mbps 7.7 که در رده بیست و هشتم جای می‌گیرد. سرعت آپلود اینترنت در امریکا فقط Mbps 1.46 است. ایران نیز همانطور که در جدول قابل‌مشاهده است، با سرعت دانلودی برابر با Mbps 0.62 در مقام صد و شست و نهم و با سرعت آپلود Mbps 0.20 در مقام صد و شست و پنجم جای می‌گیرد.


 

 

کشور - سرعت دانلود   

1. کره جنوبی - 22.34

 2. لتونی - 19.21

 3. جزایر آلند - 18.79

 4. ژاپن - 17.74

 5. رومانی - 16.74

 6. لیتوانی - 16.40

 7. آندورا - 15.34

 8. سوئد - 15.20

 9. بلغارستان - 14.83

 

 

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

جاده اینترنت کشور هنوز هم خاکی است!!!

حدود نیم قرن از تولد اینترنت، بزرگترین شبکه کامپیوتری جهان یا به سادگی شبکه شبکه ها می گذرد. راه اندازی شبکه کامپیوتری آژانس پروژه های پژوهشی پیشرفته وابسته به صنایع دفاع دولت امریکا در دانشگاه کالیفرنیا لنس آنجلس، در سال 1969(با چهار دستگاه کامپیوتر میزبان و در بحبوحه جنگ سرد)،آغاز راه بود.

در حال حاضر اینترنت به عنوان یک رسانه‌ی پست مدرن تداعی‌گر مرگ فاصله‌ها در جغرافیای ذهنی برخاسته از راه‌آهن است. با احداث راه‌آهن، انسان بر فاصله و مسافت غلبه کرد. تکوین زیرساخت اینترنت نیز بیانگر همان اتفاق است. انسان امروز بر مکان و زمان غلبه یافته است. به عبارت بهتر، صداهایی که شنیده نمی‌شدند حالا شنیده می‌شوند. می‌توان گفت که آن تمرکزگرایی شدید در رسانه‌های حاکم سنتی با تمرکززدایی شدیدتری در رسانه‌های دیجیتالی و پست مدرن به چالش کشیده شده است.

اینترنت،‌ اجتماعات‌ و هویت‌های‌ جدیدی‌ خلق‌ می‌کند. «در جامعه‌ای‌ که‌ به‌ ارتباطات‌ مبتنی‌ برصنعت‌ چاپ‌، تلویزیون‌ و تلفن‌ متکی‌ است‌، شیوه‌ تولید به‌ گونه‌ای‌ است‌ که‌ هویت‌ها را به‌ صورت‌ عاقل‌ سودمند و خودبسنده‌ در می‌آورد اما در جامعه‌ اطلاعاتی‌، جامعه‌ای‌ که‌ ارتباطات‌ الکترونیکی‌ سیطره‌ دارد ذهنیت‌ها و هویت‌های‌ ناپایدار، چند لایه‌ و پراکنده‌ ظهور می‌کند».(کاستلز،69-1380:68) بنابراین امروزه استفاده از اینترنت به منظور رفع نیازها و کاهش هزینه های روزمره به عنوان امری حیاتی نمود پیدا کرده است. نگاه کوتاه بینانه به استفاده از اینترنت با پهنای باند مناسب باعث می شود تا نتوانیم از مزیت های نامحدود آن استفاده کنیم. این موضوع در اکثر کشورهای جهان تقریبا رایگان عرضه می شود وبه بازاری برای کسب درآمد و ارز توسط نهادهای دولتی تبدیل شده است اما متاسفانه در کشور ما علی رغم پتانسیل های بالقوه فراوان و نیازهای گسترده تمام مراکز خصوصی و دولتی و کاربران اهمیت این موضوع و استفاده مناسب و صحیح و آسان از آن هنوز چالشی غم انگیز است.

این روزها صحبت از سرعت کم اینترنت در کل کشور به خصوص در استانهای محروم و توسعه نیافته به موضوعی تکراری تبدیل شده و کاربران از سرعت پایین اینترنت حتی از نوع پرسرعت آن ناراضی اند؛ ترفندها و نرم افزارهای افزایش سرعت اینترنت هم در عمل افزایش سرعتی را به بار نمی آورند و می توان گفت که آب از سرچشمه گل آلود شده است.برای آنها که با این نوشته و هدف و ماهیت آن مخالفند راه بسیار ساده ای پیشنهاد می کنم؛ کافی است به یک کافی نت بروید و قصد ارسال فایل و ایمیل و دانلود مقاله، فیلم، مطلب و... داشته باشید، و در نهایت سرعت و پهنای باند اینترنت و قیمت خدمات مرتبط به کامپیوتر و فناوری اطلاعات در کشوررا باسایر نقاط کشور مقایسه کنید تا به اطلاعات دقیق و واقعی دست یابید.

ادامه نوشته

بررسی جامعه شناختی علل مهاجرت بی رویه روستاییان طی نیم قرن گذشته

مهاجرت هاي روستا – شهري يك انتقال اصلي از ساخت  مركزي جامعه،كه درآن مردم به طور كلي از اجتماعات كوچكتر كشاورزي به اجتماعات بزرگتروعمدتاً غير كشاورزي حركت مي كنند را نشان مي دهد.غير از جنبه فضايي حركت،همچنين  جنبه هاي اقتصادي واجتماعي مستلزم انتقال دايم مهارتها،نگرشها،انگيزه هاوالگوهاي رفتاري است.بطوريكه مهاجرين قادر به شكستن كامل زمينه روستايي شان شده و در موجوديت شهري تسليم مي شوند.بنابراين اساس حركت يك انتقال دايم است.

    بر اساس سرشماری در سال 1385حدود 49 درصد روستاها، جمعیتی کمتر از 20 خانوار داشته اند این گروه از روستاها اکنون به طور رسمی در برنامه های توسعه روستایی نادیده گرفته می شوند واین به معنای نگرش فیزیکی به توسعه روستایی است.اهمیت این روستاها به عنوان واحدهای  تولیدی هر چند کوچک،از این نظر قابل توجه هست که خالی از سکنه شدن هر روستا به معنی تعطیل شدن یک واحد تولیدی وتبدیل جمعیت شاغل دارای شغل ومسکن به جمعیت بیکار،مصرف کننده وفاقد مسکن است. به خصوص اینکه بررسی ها نشان می دهد که حداقل 20 درصد آبادی های تخلیه شده،روستا های با بیش از 100 نفر جمعیت بوده اند.

با این استدلال وجود57707 آبادی خالی از سکنه و افزایش نسبت این آبادی ها از3/19درصد در سال1345 به بیش از  50 درصد در سال  1390بیانگر روند نامطلوب توسعۀ روستایی یا حرکت در جهت خلاف الگوی توسعۀ مستقل و متکی به خود است . با توجه به اینکه تغییر جزئی نسبت روستاهای با اندازه جمعیتی مختلف نشان دهندۀ این مساله است که عملاً جمعیت روستاهای تخلیه شده در روستاهای موجود جذب نشده اند و بعبارت دیگر علی رغم تاکید بر خدمات رسانی به روستاها،مهاجرت روستا به شهر نیز افزایش یافته و یکی از اهداف اصلی برنامه های توسعه روستایی برآورد نشده است. بنا بر این افزایش مهاجرت روستاییان به شهرها وخالی از سکنه شدن روستاها علی رغم هزینه سنگینی که خدمت رسانی تامین نیازهای اساسی بخش روستایی بر دوش جامعه گذاشته است،به معنی ناتوانی الگوی توسعه اقتصادی-اجتماعی وتامین نیازهای اساسی به کار گرفته شده در دورۀ بعد از انقلاب اسلامی در دستیابی به توسعه روستایی می باشد.

    به طور کلی با توجه به بررسی های انجام شده می توان ویژگی های زیر را در مورد مهاجرت های روستایی در ایران مشخص نمود:

1-مهاجرت ها مرد گزین،مجرد گزین وجوان گزین هستند؛

2-شروع مهاجرت ها به صورت فردی است وسپس شکل جمعی وخانوادگی پیدا می کند؛

3-باسوادها و خوش نشینان بخش عمده ای از مهاجران را تشکیل میدهند؛

4-عامل اقتصادی در قالب جستجوی کار عامل مهمی محسوب می شود؛

5-متغیرهایی مانند وجود خویشاوندان در شهر،کمی زمین،الگوی کشت تجاری،با مهاجرت ارتباط تنگاتنگی دارند(ازکیاوغفاری،65:1383وهمچنین آسایش،47:1377).

    مهاجرت پديده‌اي پيچيده است كه با زمان ،فرهنگ و شرايط اقتصادي و...ارتباط دارد. مهاجرت يك نوع تطبيق و سازگاري اجتماعي در پاسخ به نيازهاي اقتصادي ، اجتماعی و دگرگونيهاي فرهنگي است كه از جريان دگرگوني‌هاي جمعيت ناشي مي‌شود و در سطح محلي ، ملي و يا بين‌المللي پديد مي‌آيد . همانگونه كه پيامدهاي مهاجرت ، مبدأ و مقصد را تحت تأثير قرار مي‌دهد ، علت شكل‌گيري مهاجرت را نيز بايد هم در مبدأ و هم در مقصد جستجو كرد. عوامل دافعه در مبدأ و عوامل جاذبه در مقصد در يك ارتباط متقابل با همديگر ، افراد را به حركت و مهاجرت وا مي‌دارند.

  



[1]. کارشناس ارشد توسعه اجتماعی دانشگاه تهران و عضو گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور واحد گچساران  yosefi_ebrahim@yahoo.com

 

ادامه نوشته

اعلان اسامی نفرات برتر کنکور سراسری سال 1391

امروز سه شنبه، 10 مرداد  1391 اسامي اسامي نفرات برتر آزمون سراسري سال 91 در تمامي گروه‌هاي آزمايشي منتشر شد . بر این اساس در مجموع داوطلبان تهراني از نظر تعداد از کل‌37 درصدر برترين‌ها قرار گرفتند ولی متاسفانه نام و اسمی از استان کهگیلویه و بویراحمد و شهرستان هایش در این بین به چشم نمی خورد.

با اعلام اسامي 37 نفر برتر كنكور سراسري سال 91، بيشترين تعداد پذيرفته‌شدگان برتر به تهراني‌ها با 10 نفر و پس از آن يزد با 4 نفر برتر و پس از آنها نيز آمار نفرات برتر كنكور به داوطلبان اصفهان، مشهد، بابل و كرمان اختصاص يافته است.  همچنين بر اساس اين آمار، 20 نفر از برترين‌هاي كنكور پسر و مابقي دختر هستند.

با دیدن اخبار مربوط به اعلام اسامی برترین های کنکور سال 1391، همه خاطرات، استرس ها، اشک ها و لبخند های کنکور سال 79 که خودم نیز داوطلب بودم به صورت ناگهانی و ناخودآگاه برایم زنده شد. اما خیلی زود مساله ای مهمتر و حساس تر جای مرور خاطرات گذشته را گرفت و در عرض چند دقیقه به صورت پیاپی و مکرر در سایت سازمان سنجش و دیگر سایت های خبری، دنبال نامی از استان و منطقه و زادگاهم گشتم اما با نا امیدی محض چیزی نیافتم. باخودم گفتم ایکاش استان ما نیز در حوزه ای جز فقر، بیکاری، نابرابری، اعتیاد میزان کشته های ناشی از تصادفات جاده ای، مصرف نوشابه  و... حائز رتبه های نخست می شد تا برای یک لحظه هم که شده خنده و خوشحالی بر لبان ما نیز نقش می بست!!!

گروه آزمايشي علوم رياضي و فني

 نفر اول محمد استاد محمدي از كاشان

 نفر دوم سينا ملكيان از بابل

 نفر سوم الهام احساني مقدم از بابل

نفر چهارم ونداد داودنيا از تهران

نفر پنجم ميلاد اكرمي از مشهد

نفر ششم آرمان محمدي از قزوين

 نفر هفتم بهروز طهماسبي از اهواز

نفر هشتم سينا فرجي الموتي از كرج

نفر نهم سروش آرايي از اصفهان

نفر دهم اميرمهدي صوفي عنايتي از تهران

گروه آزمايشي علوم تجربي

نفر اول فرزانه رحماني از سنندج

 نفر دوم عليرضا اورعي از تهران

 نفر سوم مهدي سليمان‌زاده از تبريز

 نفر چهارم پدرام افشار از ساري

 نفر پنجم غزاله تفاق از يزد

نفر ششم معصومه عظيمي از شميرانات

 نفر هفتم فرزين واحدي از تبريز

نفر هشتم سينا اميني بهابادي از يزد

نفر نهم سيد سعيد طامهريزاده از يزد

 نفر دهم پروا جوان شاياني از اردبيل

گروه آزمايشي علوم انساني

 نفر اول فاطمه فتاحي از تهران

 نفر دوم اميرمحمد هوشمند چترودي از كرمان

 نفر سوم، فاطمه السادات حسيني دهنوي از كرمان

 نفر چهارم، سيد مجتبي حسيني از مشهد

 نفر پنجم، وحيد حامد از يزد

 نفر ششم نيلوفر حيدرپور بيدگلي از تهران

 نفر هفتم محمد حجازي نوقابي از مشهد

 نفر هشتم فاطمه محسني از كرمانشاه

نفر نهم سميرا افضلي شهري از گناباد

 نفر دهم سيده طيبه خدابخشي از تهران

گروه آزمايشي هنر

 نفر اول ياسمين قلعه‌نوئي از تهران

 نفر دوم شيرين جعفري نسب كرماني از تهران

نفر سوم ميترا موحد از تهران

گروه آزمايشي زبان‌هاي خارجي

 نفر اول فاطمه ولي‌زاده پاشا از بابل

 نفر دوم سروش آرايي از اصفهان

نفر سوم مشتركا بيتا مهري از اصفهان و پرديس پاشاخانلو از تهران

فرار مغزها الزام یا اجبار واقعیت یا دروغ و سیاه نمایی

 مساله خروج نخبگان تحصیل کرده و استعدادهای ناب از کشورهای جهان سوم و حتی اروپایی و سرازیر شدن بخش عمده ای از آنها به سوی ایالت متحده آمریکا باعث شده تا آمریکا در تمام عرصه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و... ادعای حاکمیت مطلق در دنیا و جهان هستی را در سر بپروراند. البته در کشور ما  بر سر پذیرش بحث خروج و یا عدم آن در بین مردم و مسولین و صاحبنظران و حتی رسانه ها توافق نظر و اجماع کلی و نهایی وجود ندارد. به نظر می رسد بهترین راه برای درک واقعیت و قضاوت به دور از سیاه نمایی و منفی بافی رجوع به آمار و مستندات باشد.

هم‌اکنون بیش از 000/150 نفر مهندس و پزشک ایرانی در آمریکا زندگی می‌کنند. تمام ورودی‌های با رتبه دو رقمی کنکور سراسری دانشگاه‌های کشور، هر سال از بهترین دانشگاه‌های دنیا دعوت نامه دریافت می‌کنند. نزدیک نود نفر از 135 دانش آموزانی که در سه سال گذشته در المپیادهای علمی صاحب مقام شده اند، در یکی از بهترین دانشگاه‌های امریکا به تحصیل مشغول شده‌اند. بر پایه سرشماری 1990 آمریکا، نزدیک 220 هزار نفر خود را ایرانی تبار معرفی کرده اند و نزدیک 77 درصد آنان دارای تحصیلات دانشگاهی هستند. بنا بر آمار ارایه شده، تنها 1826 ایرانی عضو هیأت علمی تمام وقت و رسمی در دانشگاه‌های آمریکا و کانادا به تدریس مشغولند که با احتساب استادان نیمه وقت، نزدیک پنج هزار نفر می‌رسند. در حالی که تا پایان سال 1372 تعداد استادان و دانشیاران شاغل در ایران، 1500 نفر بوده که در سال 1375 به 2200 نفر رسیده و تعداد استادیاران نیز 6000 نفر بوده است.

هرچند آمار مهاجران ایرانی به آمریکا و اروپا از دو تا شش میلیون نفر ذکر می‌شود، اما بر پایه آمار رسمی به دست آمده می‌توانادعا نمود که نزدیک سه میلیون نفر از ایرانیان به صورت مهاجر در بیست کشور مهم جهان پراکنده اند که به ترتیب، در آمریکا 2/1 میلیون نفر، کانادا دویست هزار نفر، انگلستان 180 هزار نفر، آلمان 110 هزار نفر، فرانسه 100 هزار نفر، سوئد 90 هزار نفر، استرالیا 70 هزار نفر، اتریش و ایتالیا، هر یک 30 هزار نفر، یونان 10 هزار نفر و بلژیک، نروژ و اسپانیا، هر یک پنج هزار نفر زندگی می‌کنند.

آخرین آماری که اداره آمار ایالات متحده امریکا در سرشماری ده سال پیش ارایه کرده نشانگر این واقعیت است که 46 درصد مهاجران ایرانی دارای مدرک لیسانس و بالاترند و 42 درصد در رده‌های بالای علمی و حرفه ای و 22 درصد صاحبان شرکت‌های بزرگ تجاری، کارخانه‌های صنعتی بیمارستان و ورزشگاه می‌باشند و میانگین درآمد مهاجران ایران، 55 هزار دلار و میانگین درآمد شهروندان آمریکایی 35 هزار دلار است. در یک برآورد شگفت انگیز، خسارت ناشی از فرار مغزها در ایران، رقمی بالغ بر 000/000/000/400/30 تومان اعلام شده؛ هرچند که درست بودن این برآورد، مورد تردید جدّی است!

در سال 1995، 450 هزار نفر از تحصیل کردگان مصری در آمریکا، 6 هزار نفر در کانادا، 150 هزار نفر در استرالیا و 155 هزار نفر در اروپا بودند. در سال 1993، 130 هزار نفر از فارغ التحصیلان روسی به اروپا و آمریکا مهاجرت کردند. در سال 1989، 22900 متخصص، کشور شوروی (سابق) را ترک کردند. در سال 1990، 410 هزار نفر از متخصصان هندی به خارج رفتند که 30 درصد در آمریکا و 23 درصد در آسیای غربی و 11 درصد در اروپا مقیم شدند. درآمد آمریکا در سال 1995 از تحصیل دانشجویان خارجی یک میلیارد دلار بوده است.

در ایران نیز این آمار بسیار تکان دهنده است. چندی پیش وزیر علوم، تحقیقات و فناوری کشورمان اعلام کرد که در سال 1379، 220 هزار نخبه علمی، مدیریتی و صاحب سرمایه به یکی از کشورهای غربی مهاجرت کردند. این رقم در سال پیش از آن، نزدیک نود هزار نفر بود همچنین آمده است که از 175 نفر دارنده مدال‌های المپیاد کشورمان در دو دهه اخیر نزدیک 92 درصد آنان به خارج رفته اند.

آری این روزها دیگر باید این واقعیت تلخ را بپذیریم که مستعدترین و نخبه ترین مردم جهان ایرانیان هستند که به دلایل مختلف ازجمله کم توجهی به خواسته ها و عدم قرار دادن امکانات در خدمت آنها، صورت روزانه خاک پاک ایران عزیز را ترک و در آن سوی مرزها مشغول آباد نمودن گوشه ای دیگر از سرای هستی می باشند.

وصیت نامه آلبرت انیشتن:بزرگی حتی پس از مرگ

 

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند. گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید.روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند. آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند . چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است. قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند. کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند. استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید. >> >>هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود. آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند .اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند. گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید. اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند

فراموش شدگان

سالهاست که موضوعی تلخ و جانکاه خاطرم را می آزارد و همیشه دوست داشتم که به هر شکل ممکن ازدستش رهایی یابم و برای بهبود و اصلاح وضعیت و شرایط گامی بردارم اما حاصل ساعت ها مباحثه، مشاوره، تحصیل وتفکر راجع به آن، حصول به این نتیجه بوده است که فایده ای ندارد، هیچ کاری از دستت ساخته نیست، گوش شنوایی نیست و از این جملات و کلمات آشنا و تکراری معمول!!! 

کشاورز و روستا زاده دیروز، مهرماه سال 1379 برای ثبت نام در رشته جامعه شناسی به پایتخت آمد واز آن زمان تاکنون دنیایی کاملا متفاوت از زادگاه را تجربه نمود. آن روزها تازه دانشجوی رشته علوم اجتماعی تهران شده بودم  و با توجه به پیشینه و علاقه ام به کشاورزی و زندگی روستایی از همان آغاز شیفته مباحث جامعه شناسی توسعه و روستایی شدم. روزهای آغازین دانشگاه، همزمان با شروع به کار کابینه دوم خاتمی بود.از سویی دیگر مباحث بسیاری راجع به توجه اصولی تر به توسعه پایدار کشاورزی در میان دولتمردان و دانشگاهیان جامعه مطرح بود.

اولین بار هنگامی که مبحث  عناصر خرده فرهنگ دهقانی راجرز توسط استاد در کلاس درس مطرح شد تفکر عمیق همراه با ناراحتی و بغض عجیبی همه وجودم را فرا گرفت. راجرز به ده ویژگی اساسی از عناصر خرده فرهنگ دهقانی که مانع توسعه و پیشرفت روستاییان و علت اصلی عقب ماندگی و توسعه نیافتگی دائمی آنها می باشد به  این شرح اشاره می کند: عدم اعتماد کامل درروابط شخصی، فقدان نواوری، تقدیرگرائی، بالا نبودن سطح آارزوها و تمایلات، عدم گذشتن از منافع آنی به خاطر منافع آتی ، کم اهمیت دادن به عامل زمان، خانواده گرائی، وابستگی به قدرت دولت، محلی گرائی، فقدان همدلی.

در تمام روزهای آغازین دانشگاه به دنبال تحلیل این موضوع و یافتن نمود عینی جهت قضاوت راجع به آن نظریه بودم.اینکه آیا مقصر و مشکل عدم مشارکت و توسعه نیافتگی و فقر روزافزون روستایی مردم سنتی و تفکرات قدیمی و مقابله آنها با مدرنیته و نوسازی و تغییر و تحولات ناشی از آن است یا مشکل درجایی دیگر نهفته است؟؟؟ هرچه بیشتر مطالعه، تفکر و مباحثه می کردم و تجربیات روزهای زندگی با مردمان صمیمی و ساده روستایمان را در ذهنم مجسم می ساختم هیچگاه نتوانستم  نمود عینی و حقیقی برای ویژگی های منفی 10 گانه راجرز در روستاییان و کشاورزان پیدا نمایم.

ادامه نوشته

كسب و كارهاي خانگي حقله مفقوده فعاليت هاي كارآفرينانه در کشور

امروزه کسب و کارهای خانگی از بخشهای حياتی فعاليتهای اقتصادی کشورهای پيشرفته محسوب که از نظر ايجاد شغل ، نوآوری در عرضه محصول يا خدمات ، موجب تنوع و دگرگونی زيادی در اجتماع و اقتصاد هر کشور مي شوند. نگاهی گذرا به وضیعت اقتصادی و اجتماعی کشورهای جهان نشان می دهد که کسب و کارهای خانگی رشد فزاینده و قابل توجهی داشته و نقش مهمی در تولید ناخالص ملی کشورهای پیشرفته صنعتی دارا است. بنابراین مشاغل خانگی راهکاری مناسب برای کاهش نرخ بیکاری و فراهم ساختن زمینه اشتغال برای همه اقشار به خصوص زنان و جوانان، محسوب می شود.

مفهوم کارآفرینی و به‌ویژه کسب و کارهای خانگی ، در همۀ جوامع و فرهنگ‌ها نهادينه نشده است. متأسفانه در کشورما، در سطح سیاستگذاری های کلان فرهنگی و در قلمرو پژوهشی- آموزشی، کار منظم و با برنامه و سازماندهی شده ای در زمینه کارآفرینی انجام نگرفته؛ نتیجه چنین طرز تفکر و نگرشی در جامعه ایران به خوبی ملموس است. این روزها معضل بیکاری اساسی ترین  چالش و مساله ، مدیران، مسئولان، سیاستگذاران و به خصوص جوانان تحصیلکرده بدل شده است.دلیل اصلی بروز و ظهور این بحران نیز به تلقی و نگرش و فرهنگ جامعه ایرانی نسبت به کار و اشتغال مرتبط است که تنها مناصب و مشاغل دولتی و اداری را پایدار، با منزلت و همراه با ضمانت های اجرایی مناسب دانسته و به شدت در برابر هرنوع خلاقیت و ابتکاری برای ایجاد مشاغل غیر دولتی مقاومت می نماید.

تغییریا عدم تغییر نام استان؛ تمرین عملی دموکراسی

بعد از فروکش کردن تب و تاب موضوع تغییر نام استان به دلیل برگزاری انتخابات مجلس و مسائل پس از آن، این روزها دوباره این موضوع جنجالی در صدر اخبار و تحولات استان قرار گرفته و مخالفان و موافقان به طرح استدلال و دلایل خود برای دفاع از تغییر و یا عدم تغییر پرداخته اند. شاهد این ادعا اینکه نمایندگان کنونی  مجلس و استاندار و فرمانداران به عنوان بالاترین مقام اجرایی استان نیز در دو جبهه متفاوت به بیان آراء و عقاید خود پرداخته اند.

مخالفان مساله تغییر نام استان معتقدند که بجای پرداختن به این موضوعات و مباحث حاشیه ای بایستی به فکر توسعه همه جانبه استان بود. از نظر آنها کهگیلویه معرفی کننده هویت ، پیشینه ، سوابق و خاطرات روشن مردم استان از زمان آریوبرزن تا جنگ تحمیلی و یادآوررشادت های شهیدان و رزمندگان این دیار است. طرفداران نام کهگیلویه و بویراحمد با نظر سازی خواندن همه نظرسنجی ها حتی نظر سنجی نهادها و سازمانهای دولتی همچون استانداری و سازمان ثبت و احوال مخالفت خود را به دلیل نگرانی و مخالفت مردم و نخبگان بزرگوار استان می دانند زیرا همه اندوخته‌ها و دستاوردها با نام کهگیلویه عجین شده و چون چنین تغییرات غلط و غیر کارشناسی قبلا از آزمون های عملی سربلند بیرون نیامده اند بنابراین از نظر آنها محکوم به شکست و غلط و غیر علمی و عملی می نماید.

به حرمت قلم و علم؛ از اینکه انجام یک طرح پژوهشی علمی آن هم از سوی ثبت و احوال و استانداری را نظر سازی خوانده اند بر آشفته و بهت زده شدم.آقایانی که چنین ادعایی را مطرح کرده اند باید بدانند که در صورت صحت چنین ادعایی، ایجاد کننده چنین شرایطی و مقصر وجود محققان و کارشناسان نظر ساز و غیر علمی شما و همکاران و پیشینیان شما هستند!!!

تناقض گویی های مکرر برخی از مدافعان از دیگر نکات حیرت انگیز است! بسیاری از مدافعان کنونی اسم کهگیلویه، همواره مردم را تصمیم گیرنده نهایی و مرجع همه مسائل قلمداد کرده اند اما در چرخشی بسیار عجولانه و ناگهانی از کلمات تحکم آمیز مانند هیچگاه، غیر ممکن، نشدنی، محال و... سخن به میان می آورند.آگر واقعا معتقد به نظر و آرائ مردم هستید به عنوان عالمان و دانشمندان پژوهشگر در یک نظر سنجی علمی با مدیریت و علم و اجرای خودتان این مساله را یک بار برای همیشه حل نمایید و به سرانجام مقصود برسانید. البته ما شما را به هیچ چیزی متهم نمی کنیم!!!

ادامه نوشته

روستا سازمان بدون مدیر

بررسي مديريت روستايي در طي دوران‌هاي گذشته نشان مي‌دهد كه قبل از پيدايش دولتهاي قانوني، جامعة روستايي علاوه بر اينكه قادر به حل تمام مشكلات اقتصادي، اجتماعي خود بوده، تأمين كننده آذوقه شهر ها نيز محسوب مي‌شد. با حضور تشكيلات دولتي كه پس از مشروطيت و بخصوص بعد از اصلاحات ارضي رژيم گذشته صورت گرفت، شيرازة مديريت روستا از هم گسيخت. به طوري كه جمعيت روستاها جهت تأمين نيروي انساني روانه شهرهاي بزرگ شدندروستاها كه حدوداً نيمي از جمعيت كشور را در خود جاي داده بودند سرچشمه بسياري از مشكلات اساسي مانند فقر، بيكاري روزافزون، مهاجرت بي رويه به شهرها و همچنين مسائل اقتصادي و اجتماعي ناشي از آن به شمار مي‌آمدند كه سياست‌هاي نادرست و نسنجيده دولت در ارتباط با روستاييان به اين جريانها كمك كرده است.

با پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357، شيرازه ارتاط دولت با روستاها از هم گسيخت، سازمانها و مؤسسات مختلفي كه هر يك نماينده‌اي در سطح روستا داشتند، آنها را از دست دادند. سپاه دانش، بهداشت، ترويج، عدالت و ... روستاها را ترك و خانه انصاف، انجمن ده هم به لحاظ ارتباط نزديكتر با دولت و تشكيلات مربوط به وجود نيمه فعال گذشته خود را به عدم وجود تعبير و از آنجا كه از بافت خود روستاييان بودند، بدون بروز درگيري كنار نشستند

بطور کلی پس از اصلاحات ارضی برای اولین بار پای دولتها به جامعه روستایی کشیده شد و هنوز هم دولت بازیگر اصلی در سیستم مدیریت روستایی به شمار می آید. در چنین شرایطی ،توسعه روستاها نيازمند حمايت و هدايت همه جانبه تشكيلات دولتي است كه جامعة روستايي همواره از فقدان آن رنج برده است. توفيق دولتها در حمايت از روستاييان ارائه خدمات جهت از بين بردن فقر و ايجاد بستر مناسب جهت رشد و توسعة همه جانبه در راستاي اهداف توسعه ملي نيازمند داشتن ابزار و تشكيلاتي است كه بتواند به طور مؤثر و با حداقل هزينه، حداكثر خدمات را به روستاييان ارائه نمايد.

کهگیلویه و بویر احمد دیار ثرتمندان فقیر

ايران كشور پهناوري است كه به جهت وضعيت جغرافيايي خود، اقليم هاي متنوع و چشم اندازهاي گوناگون دارد. اين وضعيت خاص جغرافيايي باعث پديد آمدن شرایط اجتماعي - اقتصادي گوناگون در نواحی مختلف کشور شده؛ در نتیجه شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و جغرافیایی متفاوت؛ فرايند توسعه در نواحي مختلف ايران يكسان عمل نكرده است و نابرابري ها و نابسامانی های توسعه اي را سبب شده است.

یکی از این مناطق دارای پتانسیل و انواع امکانات و سرمایه های انسانی و غیر انسانی متنوع و در عین حال عقب نگه داشته شده، استان کهگیلویه و بویراحمداست که براساس همه شاخصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و.. جز توسعه نیافته ترین و عقب مانده ترین مناطق کشور است. تلخی قصه دردناک عقب ماندگی این دیار و منطقه زرخیز هنگامی نگران کننده تر می شود که در بیش از 30 سال بعد از انقلاب همواره در تمامی عرصه ها پایبندی خود را به انقلاب و اسلام و راه و هدف مقدس امام خمینی(ره) به بهترین و کاملترین شکل ممکن اثبات کرده است. ماجرای مشارکت نزدیک به 100 درصد در تمامی انتخابات های برگزار شده بعد از انقلاب و کسب مداوم رتبه اول در این عرصه مشارکت سیاسی، حماسه ها و رشادت های بی بدیل و تقدیم بیشترین تعداد شهید و اسیر و جانباز و ایثار گر به نسبت جمعیت در کل کشورتنها برخی از شواهد اثبات چنین ادعایی هستند.

هرگاه کوچکترین تعرضی به اسلام و قران و نظام مقدس جمهوری اسلامی و شهدا و ارزشهای انقلاب می شود اولین کفن پوشان و مدافعان ارزشهای ناب و مقدسات بوده ایم و همیشه و همه جا به این موضوع که عشایر غیور و کم ادعای پرمحتوا هستیم برخود بالیده ایم؛ از سوی دیگر استان ما همانند سیستان و شهرها و استان های کویری و... منطقه ای فاقد امکانات و پتانسل های بالقوه و زیرساخت های اساسی جهت نیل به توسعه پایدار انسانی نیست تا عده ای فقدان و کمبود نیروی انسانی متخصص و ماهر، صنایع و معادن و اراضی کشاورزی و آب و منابع طبیعی و شرایط اقلیمی را دلیلی قانع کننده بر ماجرای فاصله بسیار زیاد و معنادار ما از سایر مناطق و استان ها قلمداد کنند.

برای اثبات موضوع توسعه نیافتگی استان و وضعیت غیر قابل قبول اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... استان در مقایسه با سایر مناطق کشور؛ به نتایج پژوهشی که توسط نگارنده و همکاران و با الهام از یافته های پایان نامه کارشناسی ارشد  صورت پذیرفته؛ اشاره می گردد.


 
ادامه نوشته