فرهنگ خاص گرایی به مثابه یکی از مشکلات نظام آموزشی در استان
متغیر های الگویی و خرده فرهنگ های مختلف مثبت و منفی در همه اجزاء وعناصر جامعه و سازمان های مختلف وجود دارد اما یکی از بارزترین اشکال خاص گرایی به شیوه های متفاوت در سیستم و نظام آموزشی و در دانشگاههای استان ما اتفاق می افتد.
متاسفانه به دلایل مختلف این روزها در کل استان و در تمام ادارات و نهادها و سازمانها فرهنگ خاص گرایی که تعبیر بسیار ساده و عامیانه پارتی بازی تنها گوشه ای از آن است به مشکل و پدیده ای بسیار رایج بدل شده است. بنابراین نویسنده فرهنگ و سبک زندگی مبتنی بر اشاعه و آمیختگی، خاص گرایی، کنش عاطفی و انتسابی را پدیده ای رایج و معمول در همه سازمانهای مختلف ارزیابی و به هیچ عنوان دانشگاه را در این زمینه یک استثنا فرض نکرده است اما معتقد است که این وضعیت در دانشگاهها و فضاهای آموزشی شکل بسیار عینی و پیچیده تری به خود گرفته است؛ بطوریکه قضاوت و تصمیم گیری درباره دانشجویان و به عبارتی سیستم ارزشیابی و حل مشکلات آموزشی بر اساس فامیل بودن، نسبت های سببی و نسبی و در کل بر مبنای میزان ارتبطات، سطح روابط غیر رسمی و آشنایی تحلیل و بررسی می شود و نه عقلانیت و ضوابط و مقررات و قانونمندی!!!
این وضعیت نابسامان و غیر منطقی نه تنها توسط دانشجویان بلکه دربین بخشی از اساتید و کارکنان به وضوح قابل رویت است. به دلایل متنوع از جمله بافت سنتی و قومی- قبیله ای استان،روابط غیر رسمی و آشنایی کل اجزای سیستم با همدیگر،دانشجویان در تلاشند تا با هر سیستم و راهکاری و با استفاده از هر شبکه ارتباطی در بیرون و داخل دانشگاه، خیال خود را از جهت نمره، تحقیق و پروزه و... راحت نمایند.شدت و نهایت این وضعیت در روزهای منتهی به امتحانات به اوج خود می رسد؛بطوریکه گاهی ممکن است نتوان در یک کلاس 40 نفری حتی یک نفر به اصطلاخ سفارش نشده یافت.اگر دانشجوی احتمالی،متاهل، کارمند و دارای شرایط خاص و سخت و ویژه باشد شرایط از این هم حادتر خواهد بود و درپاره ای از اوقات و به خصوص برای درس های پایه و محاسباتی ممکن است حتی به اشکال مختلف چندین رایزنی و سفارش برای شخص خاصی صورت پذیرد.
مساله نگران کننده تر این است که رقابت های ناسالم،حب و بغض های شخصی، قضاوت های سطحی و ناعادلانه و جهت گیری های نامناسب در این مورد هر روز رو به افزایش است. بدیهی است که ادامه این روند اهداف علم و پژوهش و دانش و دانشگاه را خدشه دار می نماید و نباید به دلایلی از جمله کوچک بودن شهر و استان و دانشگاه و روابط فامیلی و آشنایی گسترده و... اساس ارزیابی و مواجهه و برخورد با دانشجویان براساس ملاک و معیار ارتباطات، دوستی و آشنایی تنظیم گردد و از این منظر دانشجویان و افراد بی بهره از این آشنایی و شبکه ارتباطی مورد بی مهری و کم توجهی واقع گردنند.
در استان کهگیلویه و بویراحمد به عنوان یکی از سنتی ترین و عقب مانده ترین مناطق کشور که گاهی از آن به عنوان جهان سوم ایران یاد می شود؛ همانگونه که پارسونز ادعا می کند رفتار، فرهنگ و تعامل های احساسی، مبتنی بر اشاعه و آمیختگی، خاص گرایی، کنش عاطفی و انتسابی در بین اغلب مردم حتی قشر نخبه و تحصیلکرده روشنفکر و مدیران و مسولان، تبدیل به یک عرف و عادت و سنت رایج و پذیرفتنی شده و در برابر رفتارهای عقلانی و منطقی و منطبق بر قوانین و ضوابط مقاومت شدیدتری صورت می گیرد.این تفاوت سبک زندگی با سایر مناطق و استان های کشور در تمام عرصه های زندگی اجتماعی که گاهی با قوم گرایی، سیاست زدگی، جنجال و حاشیه سازی های مختلف همراه می شود، خود ریشه و زمینه ساز بسیاری از معضلات و مشکلات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و... می باشد که برای مقابله و مهار آن بایستی راهکارهای اساسی، علمی و منطقی ارائه گردد.
در این وبلاگ مطالب علمی- پژوهشی و اطلاعات عمومی توسط سید ابراهیم یوسفی به خوانندگان و علاقه مندان عزیز ارائه می گردد.