بررسي مديريت روستايي در طي دوران‌هاي گذشته نشان مي‌دهد كه قبل از پيدايش دولتهاي قانوني، جامعة روستايي علاوه بر اينكه قادر به حل تمام مشكلات اقتصادي، اجتماعي خود بوده، تأمين كننده آذوقه شهر ها نيز محسوب مي‌شد. با حضور تشكيلات دولتي كه پس از مشروطيت و بخصوص بعد از اصلاحات ارضي رژيم گذشته صورت گرفت، شيرازة مديريت روستا از هم گسيخت. به طوري كه جمعيت روستاها جهت تأمين نيروي انساني روانه شهرهاي بزرگ شدندروستاها كه حدوداً نيمي از جمعيت كشور را در خود جاي داده بودند سرچشمه بسياري از مشكلات اساسي مانند فقر، بيكاري روزافزون، مهاجرت بي رويه به شهرها و همچنين مسائل اقتصادي و اجتماعي ناشي از آن به شمار مي‌آمدند كه سياست‌هاي نادرست و نسنجيده دولت در ارتباط با روستاييان به اين جريانها كمك كرده است.

با پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357، شيرازه ارتاط دولت با روستاها از هم گسيخت، سازمانها و مؤسسات مختلفي كه هر يك نماينده‌اي در سطح روستا داشتند، آنها را از دست دادند. سپاه دانش، بهداشت، ترويج، عدالت و ... روستاها را ترك و خانه انصاف، انجمن ده هم به لحاظ ارتباط نزديكتر با دولت و تشكيلات مربوط به وجود نيمه فعال گذشته خود را به عدم وجود تعبير و از آنجا كه از بافت خود روستاييان بودند، بدون بروز درگيري كنار نشستند

بطور کلی پس از اصلاحات ارضی برای اولین بار پای دولتها به جامعه روستایی کشیده شد و هنوز هم دولت بازیگر اصلی در سیستم مدیریت روستایی به شمار می آید. در چنین شرایطی ،توسعه روستاها نيازمند حمايت و هدايت همه جانبه تشكيلات دولتي است كه جامعة روستايي همواره از فقدان آن رنج برده است. توفيق دولتها در حمايت از روستاييان ارائه خدمات جهت از بين بردن فقر و ايجاد بستر مناسب جهت رشد و توسعة همه جانبه در راستاي اهداف توسعه ملي نيازمند داشتن ابزار و تشكيلاتي است كه بتواند به طور مؤثر و با حداقل هزينه، حداكثر خدمات را به روستاييان ارائه نمايد.