قيمت يک مگابيت در ثانيه پهناي باند در ايران معادل درآمد يک ايراني در ماه است درحالي که درآمد هر شهروند ترکيه‌اي 11 برابر قيمت يک مگابيت در ثانيه و اين رقم در ژاپن 894 برابر است. همچنين قيمت پهناي باند (يا سرويس 128 کيلوبيت متعارف) در مراکز استان‌ها عموما 20درصد بالاتر از همان سرويس در تهران است و هرچه منطقه ارائه سرويس دورافتاده‌تر مي‌شود، قيمت پهناي باند بالاتر مي‌رود .

به نظر مي رسد کشور ما دو ايراد اساسي در حوزه پهناي باند در مقايسه با ساير کشورها دارد ايراد اولي مربوط به قيمت بسيار بالاي پهناي باند در ايران نسبت به ساير کشورها در کنار کيفيت و پوشش ان مي باشد .ايراد دومي که اينترنت ايران دارد نظام قيمتي نامناسب ان است به نحوي که گران ‌تربودن قيمت پهناي باند در مناطق محروم نسبت به مراکز کشورو مناطق توسعه يافته و همچنين تمامي نقاط کشور نسبت به شهر تهران کاملا محسوس است.

بطور کلی در زمینه بحث مشکلات وراهکارهاي توسعه اينترنت دیدگاههای کاملا متفاوتی وجود دارد؛ به طوریکه  شرکت های اینترنتی تقصیر را به گردن مخابرات انداخته و مخابرات هم معمولا ریشه ی این بحث را در شاهراه های ارتباطی بین المللی و بروز اختلال در این مسیرها عنوان می کند و یا بخش خصوصی یکی از دلایل عمده کندی سرعت اینترنت در کشور  و کشورها را ورود انحصاری و از طرفی گران پهنای باند توسط بخش دولتی و شرکت ارتباطات زیرساخت عنوان می کند. از طرفی زیرساخت و مسولان آن با دلایل و شواهد متقن و علمی معتقدند که اگرچه مشکلاتی در برخی زمینه های مرتبط با حوزه کاری آنها وجود دارد اما در عین حال بحث سرعت فاجعه مانند اینترنت و قطعی های مکرر هیچ ارتباطی به پهنای باند و زیرساخت های  انحصاری و دولتی خریداری و ارائه شده از سوی آنها ندارد و همه چیز به مجموعه مخابرات و سیستم مدیریتی و نظارتی آنها مربوط برمی گردد.

هدف این نوشته، تبيين نقش و جايگاه پهناي باند در توسعه و گسترش خدمات الکترونيک و ارائه تصويري از وضعيت موجود پهناي باند در ايران بود. واقعیت این است که به دلایل مختلف  طبیعی و جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مدیریتی و... کشورما با معضلات و مشکلات خاصی در زمینه ارتباطات و فناوریهای نوین اطلاعاتی مواجه است که هر انسان منصف و منطقی بر آن صحه می گذارد اما در عین حال باید در نظر داشت که مسائل و مشکلات حوزه مخابرات و  ارتباطات و فناوری اطلاعات، مبحثی کاملا فنی و تخصصی است وبنابراین نمی توان بدون داشتن کوچکترین شناخت و اطلاعاتی به قضاوت پرداخت و شخص و گروه و یا نهادی خاص را مقصر و ایجاد کننده چنین وضعیتی دانست.

 

باید اذعان نمود که وضعیت کنونی به هیچ عنوان شایسته مردم فهیم و بافرهنگ ایران نیست و حده اقل انتظار مردم و نخبگان و دلسوزان کشور اینست که علی رغم سختی ها و کاستی های فراوان؛  مسولان و متولیان امر به جای پرداختن به انتقاد صرف و مقصر قلمداد نمودن یکدیگر و شانه خالی نمودن از بار سنگین مشکلات، با برنامه ریزی، هماهنگی، همدلی، همکاری و مساعدت دلسوزانه به رفع این مشکل اساسی بپردازند.