مرثیه ای بر یک درد پنهان؛ باخود چه کرده ایم!!!
از سال1379 که در دانشگاه تهران مشغول تحصیل در رشته جامعه شناسی شدم همواره با موضوعی تلخ روبه رو بوده ام؛ همواره توسط دانشجو، استاد و کارمند دانشگاه، مردم کوچه و بازار و در خوابگاه دانشجویی، خلاصه در همه جا و توسط همه افراد هویت و شخصیت لر به سخره گرفته می شد. تمامی توهین و تمسخرها، جک ها و پیامک های طعنه آمیز به سمت قوم لر نشانه گرفته می شد. روزی که یکی از دوستانم در یک بحث و تقابل دوتایی، کاملا بی ربط به موضوع بحث به من گفت که لر بودن سرطان نیست بالاخره خوب خواهی شد و یا هنگامی که استاد لر دانشگاه تهران به دانشجویی که تحت هیچ شرایطی مطلب درسی را نمی فهمید با لحنی تمسخر آمیزگفت که من دارم لری توضیح میدم کودن؛ را در سرتاسر زندگی از یاد نخواهم برد و همچون زخمی کهنه همیشه همراه من خواهند بود زیرا که هویت،شخصیت،فرهنگ و همه ارزش هایم به باد تمسخر و استهزاء گرفته شدند.
یکی از دوستانم در دوران کارشناسی ارشد باسوگند خوردن وبا خنده و طعنه و تمسخر می گفت که زمانی که برای خواستگاری به خانه نامزد و پدر خانمم رفته بودم تا الان که بچه هم دارم با شیوه های مختلف اجازه نداده ام که متوجه شوند که من لر هستم زیرا که یقین داشتم که در صورت اطلاع و آگاهی آنها قطعا با درخواستم مخالفت می کردند. در واکنش به این سخن نسنجیده و زشت بعد از دفاع مستدل و منطقی از عزت، هویت و بزرگی همه افراد و گروههای مختلف قوم لر، ضعف،بی شخصیتی و بی هویتی مخاطب سخنگویم را باعث چنین مساله ای دانستم ما درد و غم و غصه آن روز را هیچگاه فراموش نخواهم کرد.
از این موارد و مسائل در یک دهه گذشته و در روابط و کنش و واکنش های زندگی بسیار تجربه کرده ام که در تمامی موارد با تمام وجودم تلاش کرده ام تا در حد توانم با استدلال و منطق و با حرف وعمل بزرگی و انسانیت و حقانیت قوم لر به اطرافیانم نشان دهم اما همواره سوالات متعدد و شکافی بزرگ و عمیق در وجودم لاینحل باقی مانده که درباره آن با دوستان ، اساتید دانشگاه، نویسندگان و اهل فکر و اندیشه بسیار مباحثه و گفتگو کرده ام اما پاسخ و دلایل متفاوتی شنیده ام.
اینکه چرا اینقدر بر علیه این قوم شریف و عزیز هجمه و حمله صورت می گیرد؟ چرا مسخره کردن و توهین و تهمت وارد نمودن بر لر تبدیل به عادت و رفتاری معمول شده است؟ چرا به خصوص درپایتخت،کلان شهرها و مناطق دیگر کشور، لر بودن نه تنها افتخار و ارزش محسوب نمی شود بلکه بسیاری مجبور هستند تا به نوعی از آن گریزان و فراری باشند؟ چرا در صدا و سیما و برنامه های طنز تلویزیونی و در وسایل ارتباط جمعی به اشکال متفاوت و به صورت پیدا و پنهان به ما حمله و مورد استهزاء قرار می گیریم و متاسفانه نه تنها نگرانی و مخالفتی نداریم بلکه در بسیاری از موارد خود نیز با آنها همراه شده و حتی باعث و بانی چنین موارد و مسائلی شده ایم؟ مهمتر از همه اینکه در ایجاد چنین وضعیتی آیا دیگران و سایر گروهها و اقوام مقصرند یا اشکال و اشتباه و مشکل از خود ماست و با رفتار، اعمال،ادبیات و کل ساختار فرهنگی و سبک زندگی مان چنین شرایط نامطلوبی را بوجود آورده ایم.
در پاسخ به سوالات و ابهام های مطرح شده فوق، نویسنده جزء گروهی است که عامل ایجاد چنین وضعیتی یعنی تمسخر و توهین به قومیت لر را کاملا درونی و داخلی قلمداد نموده و معتقد است که خود ما باعث شکل گیری و ایجاد چنین شرایطی شده ایم. به عبارتی در بررسی و مواجهه با چنین معضل و مساله ای به راحتی می توان دریافت که نه تنها کوچکترین مخالفت و اعتراضی نکرده ایم بلکه همواره خودمان با رفتار و اعمال، ادبیات و کل سبک زندگی وساختار فرهنگی مان به تشدید چنین موضوعی دامن زده ایم. فاجعه و مصیبت عظمی اینکه بیش از 90 درصد به اصطلاح شوخی و جک ها، پیامک های منفی و تحقیر آمیز توسط خودمان ساخته و پرداخته شده و متاسفانه در بدترین تجربه کل زندگی مان و درست در تنها جایی که نباید؛ برای نشان دادن تعامل و ظرفیت داشتن دچار تسامح و تساهل شگفت انگیزی شده ایم!!!
چند سال پیش زمانی که کاریکاتوری که زعم آن می رفت که شاید هویت و اصالت قوم ترک را به سخره گرفته در یکی از مطبوعات چاپ شد چنان در تهران و چند کلان شهر دیگر موجب اعتراض شدید اقشار و گروههای مختلف ترک شد که تمام مدیران و مسئولان نشریه و روزنامه از سردبیر تا کاریکاتوریست مجبور به معذرت خواهی و حتی استعفا شدند اما ما و بزرگان، نخبگان، دانشگاهیان، مدیران و نمایندگان مجلس مان برای اعتلای فرهنگ و اصالت و عزیزو بزرگ شمردن قومیت و هویتمان چه کرده ایم؟!!
در آخرین شاهکار بزرگ و به یاد ماندنی ده دقیقه ای آقای بزرگواری بزرگ مرد مجلس مان در 4 روز رآی اعتماد به کابینه روحانی، توسط خود و دیگران چنان مورد تمسخر و توهین و استهزاء قرار گرفتیم که هیچ نویسنده و نوشته ای قادر به تفسیر وتبیین آثارو پیامدهای زیانبارآن نخواهد بود. وقتی در آن روز سیاه غمبار تمام 283 نماینده دیگر مجلس با همهمه، خنده و اعتراض به لر و لر بودن، چماق، ادبیات و استدلال های مضحکش می خندیدند هر ثانیه هزار بار آرزوی مرگ می کردم؛ با خود می گفتم خدایا اگر راهی دارد تا همه زندگی، هستی و وجودم را نثار کنم اما هویتی و شخصیتی که چنین لگد مال و مسخره می شود نداشته باشم اما افسوس و صد افسوس که خیالی خام داشتم و آرزوی محال!!!
جناب بزرگواری: انصافآ و به دور از تعصب و احساسات؛ آیا حاضری دوباره آن کلمات و جملات قصار، زیبا و گوش نوازت راگوش دهی و یا صرفا بخاطر کم نیاوردن و لجبازی با استدلال های چماقی و شوخی جلوه دادن همه چیز و همه کس از شنیدن آنهابر خودمی بالی و هر منتقد و مخالفی را به ائمه و معصومین و اجداد بزرگوارت واگذار خواهی کرد!!!
شیر بیشه های جنوب! انتقاد کردن و مخالفت حق طبیعی و قانونی همه نمایندگان مجلس بوده و اگر نکته و یا مساله ای را تشخیص داده اما به هر دلیل گوشزد ننمایند به استناد سوگندیی که خورده اند بر خود و ملت ظلم مضاعف نموده و بایستی در پیشگاه موکلین و البته خدای سبحان پاسخگو باشند اما استفاده از الفاظ و جملاتی مانند چماق لری، چاپلوس، دله دزد، سرم وصل کردن و دسته بندی قوم لر و دهها اشتباه تاریخی و شگفت انگیز دیگربرای مطرح و بزرگ جلوه دادن خود، نه با عنوان شوخی و عوض کردن فضا و هوای مجلس و نه با هیچ توجیه و استدلال دیگری قابل دفاع نیست. مصیبت واقعی و دردناک درک این واقعیت است که تمام نمایندگان و ملت 70 میلیونی شریف و زیرک ایران اسلامی باخود به این نکته می اندیشند که تازه سخنران عزیز و گرامی نماینده ،فاضل، عاقل و در صف بهترین و کاملترین افراد قوم لر است که چنین ادبیات و استدلال های دارد وای به حال الباقی توده های این مردم!!!
آری؛ تحلیل محتوای آن سخنرانی حماسی! و تآمل و تفکر دقیق در کلمات و جملات آن تنها به عنوان یک سند،مدرک و دلیل محکم به خوبی نشانگر این واقعیت تلخ و دردناک است که چرا همواره مورد تمسخرو ظلم قرار گرفته ایم. باید با قبول حقیقت هرچند تلخ پذیرفت که خود کرده را تدبیر نیست ودرد و درمان را در وجود خودمان جسجو نماییم. تازه باید این موضوع مهم و اساسی را در نظر داشته باشیم که زبان،گفتگو و ادبیات تنها یکی از ابعاد فرهنگ و سبک زندگی هر قوم و فرد و گروهی محسوب می گردد و سایر ابعاد سازنده فرهنگ مادی و معنوی نیز در ترسیم چهره واقعی، شخصیت و هویت فرد و گروه نقشی اساسی و تعیین کننده خواهند داشت. بیاییم با تشخیص دقیق، واقعی و غیر احساسی مشکل و معضل فرهنگی عمیق خود درصدد چاره جویی و راه حل اساسی باشیم.
در این وبلاگ مطالب علمی- پژوهشی و اطلاعات عمومی توسط سید ابراهیم یوسفی به خوانندگان و علاقه مندان عزیز ارائه می گردد.