(بررسی عوامل موثر بر ناکارامدی شوراهای روستایی به عنوان مدیران روستایی)
بعد از انقلاب اگرچه مدیریت روستایی همراه با تغييرات نهادي و سازماني بوده، اما به دليل تمركزگرايي در نظام برنامهريزي كشور و به ويژه بخشي بودن برنامهريزي، بخش روستايي كشور از متوليان مختلف برخوردار گرديده است. اگر در گذشته فقط وزارت كشاورزي و عمران روستايي متوليان بخش روستايي بودهاند، بعد از انقلاب نهادهاي مختلفي چون جهاد سازندگي، وزارت كشور، بهزيستي، سازمان تعاون، بنياد مستضعفان، كميته امداد ، بنياد شهيد، پايگاه بسيج و ... در امور روستاها دخالت دارند كه نه تنها هماهنگي لازم بين فعاليتهاي آنها وجود ندارد،، بلكه از شيوههاي عمل متفاوت و نيز موقعيت اجتماعي و اقتصادي متفاوت در سطح روستا برخوردارند. مهمتر اينكه همچون گذشته به جاي برعهده داشتن نقش هدايتگري، آموزشي و ترويجي، همچنان بر نقش مداخلهگري، كمككنندگي و عامل بودن تا ناظر بودن تأكيد دارند كه حاصل آن افزايش وابستگي مردم به دولت و تقليل روحية خوداتكايي و مشاركتي در آنهاست.
در حال حاضر شوراي اسلامي ازمهمترین نهادهاي فعال در روستاهستند که به ظاهر و در حرف و شعار مدیریت به آنها واگذار شده است؛ اگرچه در عمل و در دنیای واقعی بسیار ضعیف و ناتوان در انجام وظایف هستند. شوراها به عنوان سازو كاري كه زمينه مشاركت فراگير مردم را فراهم مي كنند داراي كاركردي دو گانه است : الف اعمال مديريت به عنوان مرجعي نهايي و بالاترين مقام كه مي توان از آن به عنوان شوراي مديريت نام برد و ب اعمال نمايندگي به عنوان شخصيت يا مرجعي كه مورد اعتماد مردم قرار گرفته است ، بايد در اداره امور كه همان امور مردم است نظرات و خواسته هاي آنها را مورد توجه قرار دهند . اين كاركرد ، مديريت شورايي يا مديريت مشاركتي ناميده مي شود . كاركرد شوراي مديريت عبارت است از انجام وظايف مديريتي از طريق مشورت و تصميم گيري گروهي كه در آن شورا به جاي فرد اداره امور را به عهده مي گيرد . وظايفي كه اين شورا انجام مي دهد ، تصميم گيري ، سازماندهي ، هماهنگي ،هدايت و كنترل است . مديريت شورايي فرصتي براي دخالت مردم در دوره هاي مختلف بر حسب ضرورت در فرآيند تبيين مشكل ، تجزيه و تحليل مسائل ، موقعيتها و بررسي و دستيابي به راه حلها مي باشد. پس در تعربف مفهوم شورا سه ويژگي اهميت اساسي دارد كه عبارتند از : 1 ـ انتخاب توسط مردم 2 ـ داشتن اختيارات اجرايي و 3 مبتني بودن بر محل زندگي افراد . با چنين خصايصي ، شوراهاي منتخب محلي در قالب شوراهاي شهر ، بخش ، روستا و شهرك به اداره برخي از امور عمومي و اجتماعي حوزه خود ، چون تصويب بودجه ، انتخاب و عزل شهردار و دهيار ، نظارت مالي و كاري بر ادارات دولتي و هدايت و سازماندهي امور عمراني مبادرت مي كنند
متاسفانه به دليل بلندپروازانه بودن اهداف و فراهم نكردن زمينة كافي براي فعاليت مفيد آنها از يكسو و نداشتن مشروعيت كافي در جامعه روستايي از سوي ديگر عملاً در انجام اهداف خود ناتوان هستند و رئيس شورا نيز فقط به خاطر همراه داشتن مهر شورا فردي مهم مصوب ميشود. شاهد اين مدعا اينكه روستاييان ترجيح ميدهند تا در مسائل حقوقي و قضايي، مشكلات خانوادگي و مشكلات ديگر به ريشسفيدان و رهبران محلي مراجعه كنند تا شوراهاي اسلامي!!!
درپایان پیشنهاداتی برای بهبود و اصلاح امور مربوط به شوراها که مدیران روستایی در عصر جدید هسند ارائه می گردد:
1 _ مشخص کردن جايگاه واقعي شوراها و توجيه نهادهاي موجود جهت به رسميت شناختن مصوبات آنها
2 _ تغيير در قانون شوراها و رفع ابهام از آن به جهت روشن نمودن شعاع حرکتي و افزودن بر ميزان سود مندي آن
3 _ تصويب رديف بودجه به جهت اينکه فعاليت در شوراها از حالت افتخاري صرف بيرون آمده و به عنوان شغلي با درآمد مکفي درآيد
4 _ توجه به بحث بيمه اي افراد عضو و ضمانت براي ادامه حيات طبيعي خود و خانواده در صورت وجود حادثه اي غير مترقبه و نامنتظره
5 _ ايجاد و ساخت محلي براي انجام فعاليتها و پيگيري امور و مسائل و مشکلات مردم
6 _ برگزاري کلاسهاي اموزشي براي اعضاي شورا جهت بالا بردن قدرت چانه زني و امکان کسب امتياز بيشتر براي واحد تحت فعاليت
7 _ ايجاد امکاناتي جهت ورود افراد جوان و تحصيلکرده سطح روستا به شورا
8 _ اقدام به آموزش درباره نقش شوراها و حوزه نفوذ و وظايف آنها جهت متزلزل نشدن اعتماد افراد به نهاد شورا
9 _ پيگيري افزونتر بخشداريها به عنوان نهادي که در رابطه مستقيم و نزديکي با شوراها فعاليت مي نمايند.
در این وبلاگ مطالب علمی- پژوهشی و اطلاعات عمومی توسط سید ابراهیم یوسفی به خوانندگان و علاقه مندان عزیز ارائه می گردد.