(به بهانه شروع و تداوم جنبش تسخیر وال استریت.)جهاني شدن؛ موافقان و مخالفان
جهاني شدن به همراه اندازه كه ممكن است سكوي پرتاب باشد ممكن است موجب نابودي و سقوط شود. از اين رو نميتوان با قطعيت به نتايج و پيامدهاي جهاني شدن نگاه كرد. موافقان معتقدند كه تقسيم كار و در نتيجه افزايش تخصص و كارايي در پرتو جهاني شدن حاصل ميشود و در زمينه سياسي، اقتصادي، فرهنگ و دانش و دموكراسي و . . . جهاني شدن موجب پيشرفت و ارتقاء ميگردد. اين دسته از نظريه پردازان با اشاره به پيوستگي و ارتباط كشورها در نتيجه ادغام دولتها و بازارها و ايجاد شبكههاي فرا جهاني، چنين نتيجهگيري ميكنند كه جهاني شدن در عرصه سياسي موجب ايجاد اطمينان و امنيت بيشتر خواهد شد. در زمينه اقتصادي نيز به ايجاد اشتغال، رشد اقتصادي در نتيجه رقابت شديد، منجر خواهد شد. جهاني شدن به عقيده موافقان امكان بيشتري براي كشف و بيان هويت فراهم خواهد آورد.
بطور كلي موافقان جهاني شدن معتقدند در نتيجه چنين فرايندي، همبستگي و اتحاد بيشتري حاصل خواهد شد و هيچ كشوري قادر نخواهد بود تا بدون در نظر گرفتن منافع كشورهاي ديگر دست به عملي خاص بزند. زيرا در يك دنياي واحد چنين عملي امكان پذير نخواهد بود.
اما از سوي ديگر مخالفان جهاني شدن چنين برداشت و تفسيري را نميپذيرند. به نظر اين گروه، جهاني شدن موجب ايجاد نابرابري و افزايش شكاف طبقاتي، از ميان رفتن فرصتهاي شغلي، نابودي محيط زيست و بيعدالتي ميشود. اين دسته از انديشمندان شواهدي را ارائه ميدهند كه جهاني شدن نه تنها موجب ايجاد آرامش و امنيت و پيشرفت نميشود بلكه ناامني و نابرابري و ايجاد شكاف بيشتر بين كشورهاي شمال و جنوب را دامن ميزند.
خوزه دوكاستر و پزشك و جغرافيدان برزيلي كه زماني نيز رياست «سازمان خوار و بار و كشاورزي سازمان ملل متحد را بر عهده داشت در آثار گوناگون خود با ارقام و آمار ثابت كرده است كه همين كره خاكي ميتواند چند برابر جمعيت كنوني را نان بدهد و جهان هم در آرامش و صلح دائم بسر ببرد. او همچنين در كتاب سياه گرسنگي وضعيت جهان معاصر را چنين ترسيم ميكند «در عصر ما اكثريتي هستند كه خوراك ندارند و اقليتي كه خواب ندارند» (قراگوزلو، 1381: 92).
كشورهاي صنعتي و فرا صنعتي كمتر از 20% از جمعيت جهان را در خود جاي دادهاند حال آنكه بيش از 80% ثروت جهان را به جيب كارتل ها وتراستهاي خود ريختهاند. از سوي ديگر بايد اذعان كرد كه مهمترين نگراني بشر در آستانه قرن 21 مشكلات و مسائل زيست محيطي است. جهان صنعتي براي دستيابي به موفقيت هر چه بيشتر در راستاي رقابت گسترده كشورها با هم، اقدام به تخريب محيط زيست نموده است . بارانهاي اسيدي، انتشار گسترده اكسيد سولفوز از 70 ميليون تن در سال 1950 به 180 ميليون تن در سال 1990، بارش راديو اكتيو جهاني ناشي از انفجار اتمي و موارد ديگر از جمله پيامدهاي جهاني شدن محسوب ميشوند. رشد سريع جمعيت جهان در اواخر دهه 1960 موجب وحشت گسترده از يك بمب ساعتي شده است. بيماريهاي مختلف مانند جنون گاوي، در دهه 1980 وحشت عمومي را برانگيخته است (شولت 1382: 277 ـ 276).
پيتر مارتين و هانس پتر نيز با اشاره به پيامدهاي منفي جهاني شدن يادآور ميشوند كه ميليون ها كشاورز در نتيجه ماشيني شدن توليد مشاغل خود را از دست ميدهند و به سمت شهرها هجوم ميآورند (مارتين، شومن 1381: 259). بنابراين مخالفان جهاني شدن معتقدند كه در نتيجه شكلگيري شرايط جديد، هر چند رشد و افزايش توليد اشتغال بيشتر، افزايش آگاهي حاصل ميشود اما نابراي و ناتواني در دستيابي به شرايط يكسان و بيعدالتي تشديد مي شود.
البته بايد توجه داشت كه جهاني شدن روند و فرايند مطلق نيست كه داراي اثرات مطلق و حتمي باشد بلكه؛ جهاني شدن فرايندي نسبي است كه ميتواند هم آثاري آرامبخش و هم تاثيرات اضطراب زا براي جوامع داشته باشد. چيزي كه مسلم است جهاني شدن منفرد نيست بلكه جهاني شدنهاي بسياري در لايههاي مختلف تعاملات جهاني در جريان است (برگروهانتينگتون به نقل از عاملي، 1382: 155).
در این وبلاگ مطالب علمی- پژوهشی و اطلاعات عمومی توسط سید ابراهیم یوسفی به خوانندگان و علاقه مندان عزیز ارائه می گردد.