پیامد های اشتغال همزمان زوجین؛ آیا شاغل بودن زنان، زندگی زناشویی و مادر بودن آنها را تهدید می کند؟
لذا، همواره اين سوال مطرح ميشود: در چنين شرايطي كه زنان به ناچار دو شغل تماموقت را برعـهده ميگيرند، يكـي شغـل بيمزد خانگي و ديگري شغل بيرون از خانه، با همه پيچيدگيها و نتايج مثبت و منفي آن؛ چگونه ميتوانند ميان اين دو قطب انساني و نيز تعدد نقشهاي متنوع اجتماعي كه ضرورتاً بر دوش دارند، تعادلي مطلوب و ارزشمند به وجود آورند؟
در اكثـر كشورهاي پيشـرفته، تسـاوي حقوق اجتماعي زن و مرد، شكل مدون و قانوني به خود گرفته و مورد توافق عمومي نيز هست. حدود 35 تا 48 درصد از نيروي كار را، زنان تشكيل ميدهند. برخي از اين كشورها نيز كه در گذشته داراي نظام سوسياليستي بودند، قريب نيمي از نيروي كار اكثر آنها را زنان تشكيل ميدادند. بنابراين در اين قبيل كشورها اين سوال كه “آيا زن بايد كار كند؟“ كمتر مطرح است و دولتهاي مربوطه هم با ايجاد تسهيلات لازم سعي در كمك به زنان شاغل (به خصوص مادران) دارند. در نتيجه امور و مسائل مربوط به خانه، مانع اساسي براي شاغلشـدن آنان نيست، امـا در كشـورهاي در حـال توسـعه كه زنان به نسـبت، نيروي ناچيـزي از كار را تشكيل ميدهند؛ پديده كار زن در خارج از خانه به عنوان يك مساله اجتماعي هم در سطح خانوادهها و هم در سطح كشور، مطرح است.
مادران شاغل همواره چهار وظيفه عمده زندگي را بر دوش دارند: زندگي زناشويي، مادربودن، خانهداري و حرفه خارج از منزل، كه هر كدام از اين وظايف، بار سنگيني را بر آنها تحميل ميكند. علاوه بر اين، دشواري برخي حرفهها و ويژگيهاي تنيدگي براي مادر ـ كودك در تعامل با تنيدگيهاي حرفهاي، وضعيت جسماني زنان را در معرض تنيدگي مفـرط قرار ميدهد. در نتيجه تنيدگي، تأثيرات منفي بر روابط خانوادگي، سلامت جسماني و رواني مادر و كليه اعضاي خانواده خصوصاً كودكان كه نيازمند حمايت جدي از طرف مادر هستند، ميگذارد.
نقش شغلي زنان به عنوان نقشي جديد در كنار نقش هاي سنتي زنان كه شامل نقش مادري و همسـري ميشـود، مورد توجه قرار گرفته و در ارتباط با پيامدهاي اين تلفيق نقشها، با توجه به اثرات سوء يا مثبتي كه اشتغال ميتواند بر سلامت جسم و روان زنان داشته باشد، نظريههايي عنوان شده است. يك دسته نظريات كساني كه موافق نقش شغلي خانمها هستند و معتقدند اشتغال، اثرات مثبتي را جهت ارتقاء شرايط سلامت زنان در پي دارد و دسته دوم نظريات مخالفين نقش شغلي زنان است كه اثرات سوئي را در پي كاركردن زنان براي ايشان متصور ميشود. نظريهپردازان دسته اول يا موافقين معتقدند نقش شغلي ميتواند امتيازات و پيامدهاي مثبتي به همراه داشته باشد. ايشان به مواردي چون كسب درآمد، عزت نفس بيشتر، حمايت اجتماعي وسيعتر و در عين حال تحقق استعدادها و قابليتهاي زنان در عرصه اجتماعي ونيل به نوعي خويشتنيابي اشاره ميكنند و معتقدند كه در نهايت همه اينها به شرايطي منجر ميشود كه سلامـت جسماني و روانـي زنان، از آن نـفع ميبـرد. دسته دوم يا مخالفين معتقدند كه اشتغال باعث افزايش حجم مسئوليتهاي زنان ميشود و در نهايت فشار رواني و جسماني زيادي به آنها وارد ميكند.
تحقيقات نشان ميدهد كه مرداني كه زنانشان به صورت تماموقت كار ميكنند، رضايت زناشويي كمتري را تجربه ميكنند و رضايت زناشويي شوهران وقتي بيشتر است كه خانمها به صورت نيمهوقت شاغل باشند. از نظر وضعيت اشتغال زنان، با دو دسته زنان شاغل و غيرشـاغل روبرو هستيـم. اين وضعيت در سطـوح خرد و كلان و از جهـات گونـاگون يكي از زمـينـههاي با ارزش در تحقيقات اجتماعي است؛ تعارض نقشهاي زنان شاغل را ميتوان يكي از ابعاد اين مهم دانست. مطالعات در كشورهاي گوناگون از جمله در ايران نشان ميدهد كه اشتغال زن، اثرات مشخصي در جنـبههاي گونـاگون زندگي خانـوادگي مانـند روابـط افراد درون خانواده، وضع اقتصادي خانواده، هرم قدرت در خانواده و … دارد.
**کارشناس ارشد جامعه شناسی توسعه
در این وبلاگ مطالب علمی- پژوهشی و اطلاعات عمومی توسط سید ابراهیم یوسفی به خوانندگان و علاقه مندان عزیز ارائه می گردد.