چند روز پیش بخش فارسی بی بی سی در گزارشی ،ارقام و اطلاعاتی را بیان نمود که برای هر فرد ایرانی  جای اندوه و نگرانی بسیاردارد: بیکاری 30 درصد، تورم 5/22 درصد ، رشد اقتصادی صفر درصد.

با دیدن این مطلب مفاهیم و معانی بسیاری به ذهن متبادر می گردد اما من می خواهم از زاویه ای نو به ماجرای بیکاری ، فقر و بدبختی در استان بنگرم. فرض را بر این میگذاریم که صدای آمریکا و بی بی سی و رسانه های بیگانه با کشور و مردم ما دشمنی و لجاجت دارند و دستیابی به پیشرفت و رشد و شکوفایی ما خاری است در چشم آنها و بنابراین بیگانگان و با تمام ابزار ها و تمام قدرتشان در تلاش برای ضعیف قلمداد نمودن دولت و اقتصاد  و سیاست و بطور کلی همه حوزه های ملت و کشور عزیزمان ایران هستند؛ اما به آمار و ارقام ارائه شده توسط مرکز آمار ایران، بانک مرکزی ایران، صدا و سیما ،نمایندگان مجلس و استاندار و فرماندار یک استان و شهرستان که می توان به عنوان یک سند روشن برای ارائه یک بحث منطقی و مستدل تکیه کرد!!!

آخرین نرخ بیکاری کهگیلویه و بویراحمد را استاندار آن 5/17 درصد اعلام می‌کند؛ اما نماینده بویراحمد در مجلس، رقم واقعی آن را 16 درصد می‌داند. قوام نوذری( استاندار) به همشهری می‌گوید: نرخ بیکاری این استان پیش از این 25 درصد بوده که شاهد کاهش 5 درصدی آن هستیم. مرکز آمار ایران درآخرین گزارش خود اعلام کرده است که استان کهگیلویه و بویراحمد با 2/15 درصد بالاترین نرخ بیکاری را به همراه استان لرستان درکل کشوردر اختیار دارد.

با در نظر گرفتن شاخص های توسعه در همه ابعاد اقتصادی؛ اجتماعی، فرهنگی، سیاسی؛ اشتغال و بیکاری از فاکتورهای اساسی توسعه‌یافتگی است؛ به گونه‌ای کاهش بیکاری میزان توسعه یافتگی را ارتقا و افزایش بیکاری حرکت به سمت محرومیت تلقی می‌شود. بحث صرفا اشتغال و عوامل موثر برآن نیست؛بلکه بایستی با نگاهی همه جانبه تر و روش های علمی بدین مساله پرداخته شود. به عنوان پژوهشگری آشنا به متون علمی توسعه در ایران و جهان و همچنین نظریات شبه علمی و  خیابانی برخی از هم استانی های دلسوزم!!! می خواهم انتقاداتی راجع به مباحث مربوط به توسعه استان کهگیلویه و بویر احمد بیان دارم:

تمام مطالب و نوشته های مرتبط با مسائل فقر و بیکاری و توسعه نیافتگی استان، پر است از ناله ها و شکایت ها و به قولی توصیف تنها بخشی از واقعیتها ست. همه می دانیم که استان ما در بحث فرهنگ شهادت و ایثار و درجنگ تحمیلی به نسبت جمعیت در کشور رتبه اول را داراست؛ همه می دانیم که در تمامی انتخابات های بعد از انقلاب، مشارکت140 درصدی مردممان باعث چه مزاح و سرگرمی ها که برای دیگر هم میهنان نشده است!!!ماجرای راهپیمایی ها و حضور در تمام صحنه ها را هم که شما بهتر و دقیق تر از من می دانید و بنابراین در این زمینه چیزی نمی گویم. پایتخت طبیعت ایران بودن و از نظر منابع آب و مراتع و جنگلها بعد از شمال رتبه دوم را در ایران داشتن، تولید 30 درصد نفت خام کشور با داشتن بیش از 300 حلقه چاه فعال در گچساران و معادن و منابع بیشمار زیر زمینی و....که گفتن همه آنها فقط نمک پاشیدن بر زخمهای کهنه هست و دیگر هیچ.

آری ایران کشوری است جهان سوم وکهگیلویه جهان سوم ایران.گفتنش سخت و زجر آور است اما از نظر فقر و بیکاری ، میزان مرگ و میر ناشی از تصادفات جاد ای ، مصرف نوشابه، تعداد خودسوزی و خودکشی های ناشی از مسائل ناموسی به همراه لرستانی های عزیز در کشور مقام اول را داریم.

برای پاسخگویی به مباحث توسعه نیافتگی استان باید واقع بینانه با مسائل برخورد کرد و ابتدا درد و مشکل را تشخیص داد و سپس با آگاهی برای حل مشکلات گام برداریم. بحث صرفا بر سر مسائل اقتصادی و اشتغال و فقر نیست بلکه در همه ابعاد و حوزه ها مورد بی مهری مسولان و به خصوص خودمان قرار گرفته ایم.یادم می آید چند وقت پیش یکی از روزنامه ها کاریکاتوری(عکس الاغ) را در روزنامه اش کار کرده بود که با واکنش شدید و همگانی آذری زبان ها مواجه شد؛ اما این روزها، صدا سیما، روزنامه و خلاصه در تمام عرصه ها زبان و فرهنگ و اقتصاد و سیاست ما مورد هجوم و تاخت قرار گرفته و بدتراز همه اینکه ما خودمان از این موضوع خوشحال وحتی برای دیگران تعریف هم می کنیم. هرکس از زاویه دید خود به این مساله می پردازد اما به نظر نگارنده همه ادبیات مربوط به این مبحث از دو ایراد اساسی رنج می برند:

الف) اغلب کسانی که درباره این موضوع به بحث پرداخته و گهگاهی نیز می نویسند، صرفا به توصیف و چگونگی پرداخته و حرفی از چرایی و بیان روابط علی – معلولی حاکم بر آن به میان نمی آورند. به قول یک فیلسوف بزرگ، هنر توصیف تاریکی نیست؛ هنر روشن نمودن شمعی، برای پایان بخشیدن به تاریکی هااست.

ب) حتی کسانی که ژست علمی بودن می گیرند و مدارک دانشگاهی خود را باعث برتری و تمایز خود می دانند و در برخی مواقع می خواهند از علل و موانع توسعه نیافتگی سخن گویند،به صورت کاملا تک بعدی بدان پرداخته و همه مشکلات را ساختاری و کلان درنظر می گیرند درحالیکه از نظر اغلب صاحبنظران،پدیده های اجتماعی تک بعدی و مطلق نیستند تا بتوان به صورت تک علتی درباره آنها قضاوت نمود.

ساده ترین راه حل مشکلات و بهترین و مناسب ترین توجیه، انداختن گناه و مشکلات بر دوش ریئس جمهور، استاندار و نمایندگان مجلس وهرکسی به غیر از خودمان است؛ درحالیکه نامبردگان حتی درصورت ضعیف و نالایق بودن به صورت مستقیم و غیر مستقیم انتخاب شدگان خود ما هستند. به اعتقاد ما برای پرداختن به مسائل اجتماعی باید از دیدگاه ترکیبی و تلفیقی به جای دیدگاه تک بعدی سود جست.