ماکه را گول زدیم
ما زمان را دیدیم
خسته در ثانیه ها
باز با خود گفتیم
شب زیبایی هست!
بیخودی پرسه زدیم
صبحمان شب بشود
بیخودی حرص زدیم
سهممان کم نشود
ما خدا را با خود
سر دعوا بردیم
و قسم ها خوردیم
ما به هم بد کردیم
ما به هم بد گفتیم
بیخودی داد زدیم
که بگوییم توانا هستیم
بیخودی پرسیدیم
حال همدیگر را
که بگوییم محبت داریم
بیخودی ترسیدیم
از بیان غم خود
و تصور کردیم
که شهامت داریم
ما حقیقت ها را
زیر پا له کردیم
و چقدر حظ بردیم
که زرنگی کردیم
روی هر حادثه ای
حرفی از پول زدیم
از شما می پرسم
ما که را گول زدیم ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 18:30 توسط سید ابراهیم یوسفی
|
در این وبلاگ مطالب علمی- پژوهشی و اطلاعات عمومی توسط سید ابراهیم یوسفی به خوانندگان و علاقه مندان عزیز ارائه می گردد.