سرمایه اجتماعی مفهومی است که پیشینه طولانی ندارد. برخی منابع معتقدند واژه سرمایه اجتماعی با مفهومی متفاوت در سال 1890 توسط آلفرد مارشال به کار برده شد. مفهوم جدید سرمایه اجتماعی اولین‌بار در سال 1919 در مقاله‌ای توسط شخصی به نام هانیفن[1] که در آموزش و پرورش ایالت ویرجینیای آمریکا خدمت می‌کرد به کار گرفته شد. این مفهوم به طور مستقل در دهه 1950 توسط سیلی[2] و همکارانش برای تحلیل عضویت حومه‌نشینان شهری در کلوپ‌ها، در دهه 1960 توسط جاکوب[3] که برنامه ریز شهری بود برای تأکید بر ارزش جمعی پیوندهای غیررسمی همسایگی در کلان شهرهای جدید، و در دهه 1970 توسط لوری[4] اقتصاددان، برای تحلیل میراث اجتماعی برده‌داری به کار گرفته شد (علمی و دیگران، 1384 : 242). مفهوم سرمایه اجتماعی در دهه 1980 به شدت مورد توجه قرار گرفت تا جایی که توانست جایگاه تعریف شده‌ای در میان نظریه‌های جامعه‌شناسی به خود اختصاص دهد (توسلی و موسوی، 1384 : 6).

کاربرد این مفهوم به تدریج از دهه 90 به این سو در تزها و مقالات دانشگاهی به کار رفت. به ویژه در رشته‌های جامعه شناسی، اقتصاد، سیاست و آموزش با کارهای افرادی چون کلمن، پاتنام، فوکویاما و بوردیو افزایش یافت (ازکیا و فیروزآبادی، 1383 : 51).

برخلاف مفهوم سرمایه اجتماعی، که به تازگی وارد ادبیات علوم اجتماعی شده است، مؤلفه‌های سه‌گانه آن، یعنی اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی که در یک رابطه متعامل قرار گرفته و هر کدام تقویت‌کننده دیگری‌اند، از جمله مفاهیمی هستند که از آغاز طرح مباحث جامعه شناختی، اندیشه بسیاری از جامعه‌شناسان کلاسیک را به خود معطوف داشته‌اند.

به نقل از دوست عزیزم  آقای مسعود سلیانی